شيفته خدمت!!

چه میشود بشوم کبوتر حرمت           که آشیانه کنم به سایه کرمت

از میلاد تا ایام زیارتی نشد که بنویسم. بعضیا اینقد فاذن لی فاذن لی کردند تا اذن دخول گرفتند. خوش به حالشون.
همچين روزايی بود که آقامون از مدینه راه افتادن برن ولیعهد بشوند اما همه تو مدینه گریه میکردند. توضیحی براش ندارم.
یاد سریال امام رضا افتادم. اونجایی که امام مامون را نصیحت حکومتی میکرد. مامون بدان که حکومت با کفر میماند اما با ظلم نه. گفتمان عدالت خواهی نظام ما چی شد. نشستگان بر صندلیهای قرمز و سبز و قهوه ای چه پاسخی خواهند داشت آنگاه که دادگاه عدل الهی برپا شود.
این روزا یک عده ای قلبشون درد گرفته از خشک اندیشی و افراطی گری آقای جنتی و الهام و ... و یک عده چشماشون را خون گرفته از لا ابالیگری و هرهری مذهبی بهزاد و بهاءالدین و محمد رضا.... یک عده تو مجلس تحصن میکنند که ای داد ای هوار، مردم نفهم بی شعور چرا شما نمیفهمید! اگر ما بریم و ما را از صندلی های قرمز جداکنند همه شما را هم لاجرم به گاری خواهند بست. یک عده هم تو قم تحصن میکنند که باید پوست همه اینها از سرشون کنده بشه. یک عده فکر میکنند باید با جمهوری اسلامی خدا حافظی کرد چون جمهوریتش در معرض نابودیه . یک عده فکر میکنند باید با جمهوری اسلامی خدا حافظی کرد چون اسلامیتش در معرض نابودیه. اما من دلم میخواد به هردو این جماعت بخندم.
به خدا حکومت با ظلم نمیمونه. به خدا ظلم شامل یک جای حکومت نیست. به خدا.... مردم بم هنوز جایی که از باد و کوران محافظتشون بکنه ندارند. به خدا بین عصاره فضائل و عصاره فضولات راه زیاده. به خدا سودای قدرت سیری ناپذیره. به خدا تشنگی خدمت شیرینه. و البته این نظام پایدار و این ملت سربلند.
این حاکمانند که می آیند و میروند. مردم با هیچکدام شما عقد اخوت نبسته اند.
نه پاکستان با اون توسعه سیاسیش به جایی رسید و نه طالبان با خشک اندیشی. چرا روشنفکران ما اینقد خودباخته هستند. ما یک کشور جهان سومی هستیم. یک کشور شرقی با فرهنگ شرقی. باید با مفاهیم بومی خودمون زندگی کنیم. نسخه های ما باید بومی باشه. نسخه های دیگران به درد ما نمیخوره.
غربیا معتقند که بین کشورهای اسلامی هیچکدوم از کشور ها به اندازه ایران و ترکیه خودباخته نیستند در مقابل غرب. هیچ کدوم از کشورهای اسلامی به سرعت این دوتا کشور واله وشیدای اونا نمی شوند. البته دلیلش را هم میگن. اینکه این دوتا کشور هیچوقت شلاق استعمار غربی ها را مستقیم نخوردند.

اللهم انا نشکواليک من غيبت ولينا

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٢٦
تگ ها :

من که کبوتر دلم پر ميکشه سوی رضا

نتونستم نيام و ننويسم. حتی اگر شب امتحان باشه. آخه ما ايرانيا با امام رضا  يک رابطه ديگه ای داريم.

  خدايا چی شد؟. نه بهتره بگم چه کردم که اينطور شد؟

 يادش به خير قديما، از تهران که به سمت مشهد حرکت ميکرديم دلمون ميلرزيد. اما حالا.!!  جلوی در حرم هم مثل سنگيم حتی توی حرم هم.

اما هنوزم که نگاهم به گنبد ميخوره ميخونم:

همه عمر برندارم سر از اين خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

هرچند قديما يک جور ديگه بود.

مولای يا مولای انت المولی و انا العبد ( هرچند سرکش ) و هل يرحم العبد الا المولی

يا به زنجيرم بکش يا بده بال و پرم

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱٥
تگ ها :

بم، فاجعه ملی(۲)

رفتيم بم و برگشتيم. هزار تا حرف دارم که بزنم. اما نميشه. به چند دليل. اوليش اينکه امتحانات داره شروع ميشه من هم که نصف ترم را نبودم. دوم اينکه مرده شور اين فضای سياست زده مملکت را ببره که هيچ وقت نميشه حرفی زد که برداشت سياسی ازش نشه. وقتی ميخواهی مخاطب منظورت را بفهمه نميدونی چيکار بکنی. سوم اينکه نمی دونی از کجا شروع کني. از حادثه، از عبرتها، از عجايب، از نقد عملکردها، از آينده، از جنبش دانشجويي، از... . سعی خواهم کرد، اما در فرصتهای مناسب . اما درحد اشاره: شهر کن فيکون شده، مردم ما معرکه هستند، مادرهای زيادی در حالی که بچه هاشون تو بغلشون بوده مردند، جنبش دانشجويي يک ذره برگشت به جايگاه خودش، دولت ، ستاد بحران، خارج نشين ها، بقيه کشورها، عبرتها، غارتگرها و ... چيزهايی هست که جداگانه بايد بهش پرداخت. سعی خواهم کرد. اما اين علی هميشه چيزای قشنگی مينويسه که هر وقت ميخواهی بهش بپردازی ميبينی از بس زاويه های مختلف داره نقدش ميشه مثنوی. مخصوصا در مورد بم.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/۱٠
تگ ها :

بم، فاجعه ملي

قصد ندارم بگویم کسی باید مسئولیت حوادث بم را به عهده بگیرد هر چند بعید نیست فردا القاعده پیام بدهد و مسئولیت این حادثه را به عهده بگیرد.اصلا معتقد نیستم که بتوان به راحتی برای وقایع اجتماعی عوامل محدودی را مشخص کرد و سهم هر یک را معین کرد. اما بعد از فاجعه عظیم و ملی زلزله رودبار به هیچ وجه انتظار چنین فاجعه ای آنهم با یک زلزله 6.5 ریشتری نمی رفت. همین چند ماه پیش بود ژاپن یک زلزه هفت و خورده ای را با 2 زخمی پشت سر گذاشت. هر چند به رغم وظیفه دولت در فرهنگ سازی و نظارت بر رعایت استاندارد های ایمنی در ساخت و سازها نمیتوان از عدم توجه مردم به این استانداردهایی صرف نظر کرد اما در این فاجعه اتفاقاتی هست که باید مسئولان آن مشخص شوند.تمام تاسیسات ساخته شده در اطراف ارگ بم منهدم شده. تاسیساتی که مخصوصا در چنین مواقعی جایگاه حیاتی پیدا میکنند. تاسیساتی که در همه جای دنیا جزء امن ترین بناها میباشند. قطعا در چنین مواردی هیچ تقصیری متوجه مردم نمیتواند باشد.صرف نظر از سرمایه های هنگفت ملی که در انجا به هدر رفت این مکانها در این زمان اصلی ترین نیاز مردم بودند. چه کسی پاسخگوی هزینه های جانی بالای ناشی از انهدام این تاسیسات خواهد بود. آیا هیچ کس به دلیل انهدام این تاسیسات محاکمه خواهد شد.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٥
تگ ها :