و بشر الصابرين

مرگ حق است درست. همه رفتنی هستيم درست. اما بعضی مواقع آدم زورش برسه می خواد اعتراض کنه. بيشتر که فکر ميکنه ميبينه تقدير او حکمت و حکمت او تام هست. نميدونم امتحان هست يا چيز ديگه. اما عاقلانه ترين عکس العمل آدم صبر و شکر است. فرقی نميکند که شب خواستگاری آدم باشد يا قبل از عروسي.

رضا در خوشترين روزهای زندگيش داغدار شد. پدر نعمتی است که معادلی نميشه براش يافت. هرچند دور باشه و کمتر فرصت بشه ببينيش  اما بودنش قوام و اميد هست برای فرزند. چقدر بده که اين دوتا پست اينقدر به هم نزديکند. خيلی وقت نيست که خبرهای خوب رضا را اعلام کردم. حالا بايد بگم رضای دوست داشتنی ما به سوگ پدر نشست. به همين نزديکيست مرگ و حتی نزديکتر.

خدايش بيامرزاد.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۳٠
تگ ها :

 

 

من: ديگه چي شده؟ خواب نما شدي؟

او: نمیدونم، نه، عین هوشیاریه، موندم، از همین هم میترسم

من: علامت هوشياريت چيه؟

او: اگر الان خوابم پس هیچوقت بیدار نبودم

من: نشد،  سردي گرميت زياد شده، اما چرا؟ اين دو ماهه که ما را نمی بینی  کشف جديدي کردي؟

او: نمیدونم، میشه اینجوری گفت که نمیدونم های خونم زیاد شده

من: اينکه خوبه، حداقل چيزايي را که نميدوني داري کشف ميکني

او: اما پدرم داره در میاد، کم آوردم، میفهمی؟

من: اوضاعت از من يکي خيلي مرتب تره، چون من هرچي فکر ميکنم چيزي به ذهنم نمياد که ارزش دونستن داشته باشه،  اين حالم را داره به هم ميزنه.

زهوشیاران عالم هرکه را دیدم غمی دارد

دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد

............................................................................. 

اگر میشد زمان را متوقف کرد تا صد سال آدم فرصت فکر کردن داشته باشد چقدر خوب بود.

{...... حذف شد به دلايلي}

تنهایی برای بنده  بده چون مال خداست؟

خیلی چیزا به نظرم مسخره میاد.

حیف  اینهمه عمر که حروم کردیم.

بقیه اش را چه جور میشه دریافت؟

.......................................

خودم هم نمیدونم این جفنگیات بالا یعنی چی. ببینید شما چیزی ازش میفهمید یا نه.

 

۱۴ قرن پيش گفته هرکه اهل ادعا باشه نابوده. چه جوری ميتونيم باورکنيم که نابوديم. باور کنيم چيکار ميکنيم؟

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۳٠
تگ ها :

گودرز و شقايق

اعصابم خورد ميشود اساسی. آدم هايی که با من بحث کرده اند می دونند چقدر راحت ميشه اعصاب من را بهم ريخت. تا مرز جنون. با رابطه برقرار کردن ساده بين ... شقيقه. نميدونم واقعا بعضی آدم ها اينقد جوات هستند يا دارند مسخره بازی در ميارند. مقدمه های بی ربط به نتيجه مثل اينکه عادت بعضی از بچه ها شده. يک مدت دارم دنبال يکی ميگردم تحليل منطقی و فکر منظم را يادم بده.پي آنگاه کيو  ی درست را يادم بده اما اين آدما را که ميبينم آرزو ميکردم همين اندازه را هم بلد نبودم. شايد کمتر اعصابم خورد ميشد. اما فارغ از اين آدما يکی بياد کمک. آهای کورش، جواد، حامد، ايمان......

*     *      *

تعطيلات رفتم طولانی و بی سابقه در عمر دانشجويي. ربطی هم به طولانی نداره. ظاهرا واقعا آرام شديم رفت. کجايی جوونی که يادت به خير. اما تعطيلی اينجا فقط ربط به اون تعطيلات نداره. بلد نيستيم بنويسيم. نوشتن بيش از صبح تا شب کارگری خستگی مياره برام. نميدونم در اين زمينه کورش و جواد هم ميتونند کمک کنند يا نه.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٩
تگ ها :