الهم اجعله ممن تحبهم و يحبونک

اميرعلي، طفل معصومی که يک عمر من را به عنوان بابا بايد تحمل کندامروز هفت روزه شد. ظهر ۲۱ ماه مبارک آمد و مثل تمام اتفاقات مهم زندگيم بايد مدتی بگذرد تا من بفهممش.

حالا من ماندم و مفهومی که خودم درکش نکردم تا با تکيه بر خاطراتم بفهمم امروز برای خاطرات آينده او چه بايد بکنم، هرچند هميشه حضورش را احساس کرده ام.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/۱٠
تگ ها :

 

پارادایم حاکم امروز یعنی سیطره علم تجربی چالش های جدی را برای آدم های مذهبی به وجود آورده. یکی از آنها موضوعی است که حامد در یکی از پست های اخیرش به آن اشاره کرده و مدتهای زیادی ذهن خیلی از مذهبی ها مخصوصا ما مهندسانش را مشغول کرده. این را به عنوان کامنت برای مطلب حامد نوشتم اما چون خیلی طولانی شد و خودم هم از کامنت های طولانی خوشم نمی آید گذاشتم اینجا:


نمیدانم چرا اصراری هست که ما داریم که جهان بر پایه قوانین فیزیک اداره میشود. نه اینکه قوانین فیزیک درست نیست. همانطور که از هندسه دو بعدي به سه بعدي رسيديم آیا اين امکان وجود ندارد که در حل معادلات يک بعد به قول حامد متافيزيک را در نظر نگرفته باشيم؟ واقعا يک عامل اوليه يا حتي يک عامل در عرض عوامل فيزيکي نمي تواند وجود داشته باشد که ما در معادلات وارد نکرده باشيم؟ بالاخره معادلات هندسه دو بعدي درست است و واقعي اما  خيلي از مسايل که در هندسه دو بعدي برايش جواب داريم  وقتي سه بعدي نگاه ميکنيم همون جواب را ندارد.
یا مثلا در معادلات مکانيک وقتی برخي متغیرها را براي ساده شدن معادله  ثابت فرض می کردیم و تاثير آن را در حل معادلات صفر فرض ميکرديم و جواب را بدست می آوردیم جواب به شدت به آزمایش تجربی نزدیک در می آمد به شرط آنکه واقعا می شد در میط آزمایش هم آن متغیر را ثابت فرض کرد. آیا نمی شود این احتمال را درست دانست که معادلات فیزیکی حاکم بر جهان تا وقتی درست جواب میدهد که آن عامل متافیزیکی ثابت باشد. به نوعی دیگر سیر تحول معادلات  مکانیک از نیوتنی به کوانتمی همین مفهوم را به صورت پیش پا افتاده نمیتواند بیان کند.

به بیان دیگر شاید این گونه هم بتوان به آن پرداخت. اساسا راه رسیدن به علم مگر فقط همین مسیر تجربی و دسترسی به دانش رایج امروز بشری است. به مفهوم جابجایی بشر از نقطه ای به نقطه ای دیگر اگر بخواهیم به طور نمونه بپردازیم رسیدن به بهترین ابزار از طریق علم تجربی بشری سرعت مثلا جت است اما قرن هاست که ما مفهوم طی طریق را برای بسیاری از عرفا قبول داریم همان طی مسافت با سرعت های بسیار بیشتر. من نمیتوانم بپذیرم که اینها خرق عادت و اختلال در قوانین حاکم بر جهان است. بیشتر احساس دست یابی به علم از مسیری غیر از تجربه را دارم. حتی نمونه های مثل شاهکارهای علمی علامه حلی قطعا مسیر دست یابی تجربی به علم را طی نکرده است. حتی نمونه های پیش پا افتاده تر. مثل کارهای مرتاض های هندی.

سالهاست این سوال ذهنی من هست که جهش علمی عصر ظهور حاصل پیشرفت در علوم تجربی است یا تغییر پارادایم علمی حاکم؟

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۸/٦
تگ ها :