قانون ممنوعيت انكار هولوكاست هم براي اين وضع شد كه مردم هميشه در خاطر داشته باشند كه در اين جنايات سهيم بوده‌اند؛ چراكه وقتي مردم فراموش كنند در بوجود آمدن اين جنايت نقش داشته‌اند امكان تكرار فاجعه‌ي مشابهي وجود خواهد داشت و اين قانون براي جلوگيري از تكرار اين تراژدي است و مي‌خواهد نشان دهد جامعه مسووليت دارد

تو رو خدا نگاه کن. اينا اسم خودشون را ميگذارند محقق؟ خودشون را به خواب زدند يا دانشجوياني که نشسته بودند و گوش ميکردند احمق فرض کردند؟ به اميد چي دارند اين جوري حرف ميزنند؟

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢۱
تگ ها :

 

۱- آنچه نميداني از اهل علم بپرس و به هيچ وجه با انگيزه امتحان كردن و ارزيابي از آنها نپرس.
2- به هيچ وجه طبق سليقه و دلخواه خود عمل نكن و در تمام نقاط و جوانب زندگي با دقت و محاسبه عمل كن وضررهاي احتمالي را در نظر بگير.
3- همانطور كه از شير فرار ميكني از نظر دادن براي ديگران و تعيين تكليف آنها فرار كن و خودت را پلي براي عبورديگران قرار نده
.

از حديث معروف عنوان بصريست. گذاشتم اينجا که بيشتر ببينم شايد يادم نرود مخصوصا آخري را که امثال ما در آن بي پرواييم. همين

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱۳
تگ ها :

 

عجب گیری کردیم از دست این تنگ نظری ها.

عجب گیری کردیم از این تفکر تا عمق استخوان ماکیاولی.

عجب گیری کردیم از دست خرما خورده های منع رطب کن.

اين چه تفکري است که هرکس دقيقا مثل ما نيست پس بر ماست

روزی که به دوست قهر کرده ی دلگير از هجوم مخالفان گفتم حقت هست چون ميخواهي مثل بقيه نباشي دوستي که مکالمه ما را مي شنيد گفت منظورت اين است که حق خودت هست چون نمي خواهي مثل بقيه باشي.

آن مرحوم به من گفت: من چه کاري به بقيه دارم. من اينطوري هستم تلاشي هم نمي کنم  مثل کسي نباشم. من هم به شنونده مکالمه مان  يک چنين جمله اي گفتم.

مي شود دائما فحش داد و مثل آدم هاي غرغرو نشت و گله کرد. مي شود عملگرايانه تر عمل کرد و در مقابل حادثه رخ داده بهترين گزينه ممکن را دنبال کرد. دوستاني که فکر مي کنند با فحش دادن و نفرين کردن کاري پيش خواهند برد ادامه بدهند با تمام وجود.

در دولت اصلاحات از بالا رفتن بچه هايي مثل مجيد و کاوه دفاع مي کردم و در دولت کريمه!!!! هم از بالا رفتن آدم هايي مثل مهرداد. هيچوقت هم از بيان اين دفاع هايم فرار نکردم. فکر ميکردم آنهایی که من می پسندم میدانی ندارند برای بالا رفتن اما هرچه باشد اینها بر خيلي از بالاروندگاني که من ميشناسم خيلي شرف دارند.

عمر کم ما اين را به ما فهماند که هرکسي از پلکان قدرت بالا رفت اول به سهم خودش نگاه کرد. حداقل اينها کنار سهمي که براي خود ميخواهند خروجي هم توليد خواهند کرد. حداقل در دنباي نسبي نسبت خروجي اينها بيشتر خواهد بود از خيلي هاي ديگر.

راه ديگري هم هست که بعضي دوستان عادت کرده اند به آن. به آن دولتي ها تيکه بيندازند که تو معدلت چقدر از من پايين تر بوده و به اين یکی هافحش بدهند که تو چقدر فلاني. اگر از این تیکه ها و فحش ها چیزی در آمد مال خودشان.

 ميشود نقادي کرد، داد زد و  اين نقادي و داد، بيشتر با هدف ياد دادن به اينها باشد. به هرحال ۴ سالشان بايد تمام شود. کاري هم نمي شود کرد.

برادر اينها اگر آثار حسادت نباشد قطعا آثار دلسوزي براي اين مملکت در آن نيست. يک مقدار واقعي تر نگاه کنيم 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٥
تگ ها :

 

دیدیم همه دارند فحش میدهند گفتیم یک مقدار خلاف آب شنا کنیم.

مدتی است به مدد بیحالی مدیریت محترم عامل (رئیس دورت بگردم) مجبورم به جای ایشان در برخی جلسات اتاق­های مشترک بازرگانی ایران و دیگر کشورها با یک مشت پیرمرد بنشینیم و حرف مفت گوش کنیم. یک نکته جالبی که این ها میگویند -و جزء محدود جاهایی هست که میگویند ریاست جمهور ما اثر مثبت هم داشته- این است که محبوبیت احمدی نژاد در کشورهای اسلامی و جهان سوم که این آقایان با آنها داد و ستد دارند بازار خوبی برای کالاهای ایرانی ایجاد کرده، حتی بین دولتمردانشان!. شرکت­های ما هم که عموما در اندازه ای نیستند که به تنهایی  کسی را نگران نفوذ خود در بازارهای محلی کند. پس فرصت خوبیست.

اما حیف که حالا به زعم آقایان یک فرصتی هم که این بنده خدا در کنار همه نگرانی­ها ایجاد کرده کسی حس بهره برداری از آن را ندارد.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢
تگ ها :