دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او

نومید هم نتوان بود از او باشد که طراری کند

 زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم

از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند

چون من گدای بی نشان مشکل بود یاری چنان

سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند

پی نوشت:

١. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین به ولایت امیرالمومنین و ابناءه المعصومین (ع). به قول عربها مبروک مبروک

٢. آدم می ماند اون ملت بعد از این خطبه عجیب چگونه توانستند راه به سمتی دیگر کج کنند. این ها را که می بینی یک ذره می فهمی چرا حضرت امام (ره) فرمودند ملت ما  از ملت زمان حضرت رسول بسی بالاترند. و البته هر اتفاق عجیبی در مسیر انقلاب هم قابل تصور میشود حتی به رهبری بزرگان ظاهری انقلاب.

3.طبیعی هست که دعای ندبه از اعمال غدیر باشد. باشد که  خودش بیاید

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٧
تگ ها :

یا ایها العزیز

روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من یار طلب کردم و او جلوه گه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
او خانه همی جوید و من صاحب خانه

پی نوشت:

1. بطواف کعبه رفتم، به حرم رهم ندادند           که برون در چه کردی که درون خانه آیی؟

2. یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ

3. رفت دلم همچو گوی در خم چوگان دوست    وه که ز من برگرفت رفت به قربان دوست

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٤
تگ ها :

بگذرید

وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیم

این طوری ترجمه کرد که:

اى بشر، از گناه یکدیگر بگذرید، زیرا خودتان گنهکارید و امید دارید خدا از گناهان شما بگذرد، آنچه را که انتظار دارید خدا درباره شما رفتار کند درباره بندگان خدا رفتار کنید، سختگیر نباشید، خداوند آمرزنده و مهربان است، شما هم مهربان و با گذشت باشید.

فقط میشه گفت جای خیلی ها خالی است. مخصوصا...

محتاج دعای خیر و حلالیت همه دوستانیم. پس بگذرید

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٩
تگ ها :

 

المنه لله که در میکده باز است

زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

خم​ها همه در جوش و خروشند ز مستی

وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است

از وی همه مستی و غرور است و تکبر

وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید

از قبله ابروی تو در عین نماز است

پ.ن:

١. با دودلی و بی هیجان پیگیر بودم، چرایی اش  مثنوی میخواهد. اما دعای او کار خوش را کرد. من از الان ترسیده ام. باز هم دعای او همراهم است. مثل قدیم ها که به دعای مادر احساس رویین تنی میکردم 

2. طبیعتا برای آنها که دور از دسترسم هستند فقط اینجا مینویسم که یادشان هستم. در روستای ما رسم بود که چند شبی چاوش خوانی میکردن. ربطی به مسافر ندارد به عظمت مزار بر میگردد.

3. میگویند خبرهایی است آنجا. دعا کنید محرم بشویم که در برون کاری نکردیم که در درون  رهمان دهند.   

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢
تگ ها :