آیا مشکل زیارت عاشورا و هایده است؟

از دوستانی هست که دیگه میشه بهش گفت قدیمی. یک زمانی تو دانشگاه باهم کلنجار میرفتیم و حالا هر از چند گاهی کاری داشته باشیم به هم سر میزنیم. برای یکی از پست های قبلی کامنت گذاشته بود. جزء معدود کامنت های جدی بود که مخالفین نظر من گذاشته بودند که هم ارزش فکر کردن داره و هم باید اون را جدی گرفت. البته آنچه که در مورد من و خودش گفته چندان واقعی نیست. عین کامنت را اینجا میگذارم تا نظر بقیه را هم در موردش ببینم:

عباس جان سلام. شواهد زیادی نشون می ده که ما (معترضین) شواهد قابل قبولی برای ارائه{ در مورد تقلب} نداریم، گرچه قبول یه چیزایی مث رای کروبی، رای 24 میلیونی احمدی نژاد اون هم با این مشارکت بی سابقه و... برامون سخته.
اما باور کن که مشکل امثال من یه جا دیگه است، این فقط یه بهونه است، مث بغضی که داره می ترکه.
عباس! من و تو دو جور فکر می کنیم و دو جور سبک زندگی داریم. تو با زیارت عاشورا حال می کنی و من با ترانه های هایده، تو دنبال آباد کردن آخرت خودت هستی و من دنبال لذت بردن از همین دنیا، تو با گفته های اهل بیت سیراب می شی و من با نوشته های نیچه،...
حالا انصاف بده، چقدر برات سخته مث من زندگی کنی؟ به خدا برای من هم سخته مث تو زندگی کنم. پیش از این امثال من کم بودن و لاجرم با این "دیده نشدن" کنار می اومدن، اما حالا دیگه کارد به استخوان رسیده. ما هم می خوایم نفس بکشیم، ما هم می خوایم از هنر و زیبایی و اندیشه ورزی و روابط مطلوب خودمون و سبک زندگی مدرن، "اون جور که دوست داریم"، بهره مند بشیم.
می دونم، می گی "اینجا جای این مسخره بازی ها نیست"، و درک ات می کنم. اما این همه رو نوشتم تا تو هم صدای امثال من رو بشنوی، بلکه تو هم ما رو "درک" کنی!
اون وقت شاید قبول کنی که هر چند جمهوری اسلامی همیشه به ما زور گفته، اما این احمدی نژاد دیگه شورش رو در آورده، و ما خسته تر از همیشه ایم...

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢۸
تگ ها :

بعد از انتخابات

دوستان کامنت های بسیاری برای  مطالب قبلی گذاشته بودند که عموما بی ربط به موضوع مطلب بود و از زوایای دیگری غیر از موضوع مطلب به انتخابات نگاه شده بود. فرصت پاسخ گویی به تک تک آنها را نداشتم یا جزء موضوعاتی بود که بعدا می خواهم به شکل مجزا به آن بپردازم و البته برخی را هم به صورت تلفنی به صاحبان نظر توضیح داده ام. اما یک نکته را مجبورم بگویم. ظاهرا برخی از دوستان مسائل ساده را هم نمیتوانند بفهند. واقعا درک این موضوع سخت است که میتوان توان مدیریتی یکی را قبول داشت اما جهت گیری سیاسی او را قبول نداشت.  اصولا اگر جهت گیری سیاسی یکی را قبول نداشتی یعنی او را فاسد میدانی؟ 

یکی از دوستان نوشته بود من تو را آدم با ایمانی می دانستم. گفتم اولا که خدا به سر درون آدم ها آگاه است، خدا و من میدانیم من چه جرثومه ای هستم و برداشت تو هم جزء "کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ‏" بوده است. در ثانی موضع گیری انتخاباتی من را چگونه بر پایه بی دینی من تحلیل کردی که نگرانت کرده. حداکثر میتوانی به ناتوانی تحلیلی من تاسف بخوری. چکار به دین و ایمان هم داریم.

من کجا گفتم خاتمی یا هاشمی یا کرباسچی یا کروبی یا موسوی فاسد بالفطره هستند. نظرم را در مورد خاتمی قبلا گفته بودم بقیه را هم. من هنوز به هیچ وجه فساد اقتصادی شخص آقایان خاتمی و هاشمی و ناطق و موسوی را قبول ندارم. هر چند در باره فساد اقتصادی برخی از خاندان هاشمی شنیده های قابل اعتماد دارم (البته نه دیده ها) والبته بسیاری از آقازاده های دیگر. بسیاری از دوستان دیده اند که وقتی از رفتار سیاسی آقایان به عنوان خطرناک یاد میکنم باز هم خوش بینانه میگویم ظاهرا آقایان رفتار خود را به صلاح مملکت میدانند هرچند تحلیل و اطلاعات جدیدم در مورد برخی از آقایان حکم به فساد سیاسی میکند.

من نه پاسخ گوی تمام رفتار آقای احمدی نژآدم نه همه رفتار او را قبول دارم. اساسا انتخابات جای انتخاب صالح نیست ما از بین افراد حاظر با وضعیت تصمیم برای  انتخاب بین بد و بدتر یا خوب و خوب تر یا خوب و بد هستیم و هر کدام بر اساس یکی از مدل های فوق باید تصمیم بگیرم. من اگر بتوانم پاسخ گوی اعمال خودم هم باشم کلاهم را هفت آسمان بالا پرتاب خواهم کرد.

استدلال های خانم رهنورد برای تقلب را که خواندم به حال جامعه روشنفکر این مملکت تاسف خوردم. ایشان از پیشروان روشنفکری مذهبی این مملکت هستند؟ اینکه موسوی آذری است و آذری ها فرزند خودشان را رها نمیکنند به کس دیگری رای بدهند یا من لر هستم و موسوی داماد لرها و لرها داماد خود را رها نمیکنند به کس دیگر رای بدهند واقعا تاسف برانگیز است. با احترام به تمام خانم ها، این ها را که آدم میخواند ضرب المثل قدیمی را که میگویند زنها اگر پیغمبر هم بشوند دست از خاله زنک بازی بر نمیدارند را میفهمد. خوب لرها پسران خود را ول کردند انتظار دارید داماد خود را بچسبند. راستی نگاه چه کسی پوپولیستی تر است؟

اما پیرو مطلب قبل این لینک ها را هم پیشنهاد میکنم. نگاه منطقی که همیشه از حامد میبینیم و همینطور پویان. هر چند به لحاظ سیاسی دیدگاه همدیگر را قبول نداریم.

بررسی آماری آرا و  رگرسیون آن :پویان مشایخی

شواهد غیر محکمه پسند : حامد قدوسی

نقد استدلال‌های آقای موسوی برای تقلب در انتخابات : شهاب اسفندیاری

آیا تقلب مؤثر در انتخابات امکان‌پذیر است؟: لطف الله فروزنده

 

با خودم فکر میکنم انتخابات و حواشی آن را رها کنیم و به بعد از  انتخابات بپردازیم. به هر حال محمود احمدی نژاد رئیس جمهور چهارسال آینده است. به کارهایی که باید بکنیم که این چهارسال کم هزینه تر و پردرامدتر شود باید فکر کنیم. وقت به توجیه  طرفداران سینه چاک و مخالفین کینه ای دوطرف گذاشتن کار عبثی است.   

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٧
تگ ها :

ادب مرد به ز دولت اوست؟

قبل از انتخابات نوشتم انتخابات ارزش این حرف ها را دارد؟

بعضی دوستان گفتند مثل اینکه بوی الرحمن را شنیده ای. عرض کردم صبر کنید.

حالا دوباره همان متن را پیشنهاد می کنم به دوستان.

دوستی سوال کرد چگونه برخی از این دوستان را تحمل میکنی. گفتم مثل آتش در کف دست. فرمود مریضی؟ عرض کردم مولایم امیر المومنین فرمود آدم ها یا هم کیش تو هستند یا هم جنس تو. حتما یا من را نمیشناسند که این گونه به من میتازند یا من را سنگ صبور خودشان میدانند. پس چندان سخت نیست تحمل سخنانشان.

من هدف انتخاباتی خودم را از قبل اعلام کرده بودم. در مطلب قبل هم توضیح دادم. اما برخی از دوستان را نمیفهمم.

انتخابات از دو زاویه قابل بحث است. اول سلامت انتخابات. دوم صلاحیت منتخب.

به نظر من تشکیک در سلامت امر محالی نیست. اما این تشکیک باید ادله ای داشته باشد. اگر دوستان فقط در یک انتخابات در فرایند اجرا و نظارت شرکت کرده بودند می فهمیدند ادعاهای موجود چقدر قابل اعتناست.

دوستی به من گیر داده بود که صندوق آرا را بردند توی وزارت کشور و همه را بیرون کردند هرجور که خواستند شمردند. عرض کردم حالا که بردند وزارت کشور و همه را بیرون کردند چرا شمردند دیگر. یک چیزی اعلام میکردند خودشان را هم خسته نمیکردند.

این گونه فضا سازی ها و گسترش آن در بین عوام (کسی میتواند دکترا داشته باشد و عوام باشد) نشان از آن دارد که اعتراضات چندان پایه منطقی ندارد. عوامی که حتی نمیداند آرا را در همان مکان اخذ رای شمارش میکنند نه وزارت کشور چه انتظاری از بقیه برداشت هایش میتوانی داشته باشی.

در این انتخابات طبق آمار 45000 ناظر آقای کروبی داشته و 50000 ناظر آقای موسوی. با توجه به ناظرینی که از طرف رضایی حاظر بودند حداقل سر هر صندوق 2 ناظر از جبهه ضد احمدی نژاد بوده است. با طراحی برنامه ریزان مخملی کمیته ای تحت عنوان صیانت از آرا شکل گرفته بود با 2 شماره 4 رقمی که ناظرین میتوانستند با آن تماس بگیرند و گزارش آرا را به این کمیته تجمیع موازی اعلام کنند.

بر فرض که ادعای عجیب آقایان را بپذیریم که دربرخی از صندوق ها ناظرین مکان صندوق را پیدا نکردند با آنها را به محل صندوق راه ندادند که طبق گفته خود آقایان حدود یک در صد از صندوق ها این طور بوده است، سوال این است که چرا تعداد آرا بقیه صندوق ها را اعلام نمیکنند. فرمودند تلفن های 4 رقمی اعلام شده کمیته بعد از نیمه شب قطع شد به فرض محال که توسط مخابرات قطع شده باشد، شما که تلفن نظار خودتان را دارید. لطفا با این دوستان تماس بگیریدو  تجمیع صندوق هایی را که نظار حضور داشته اند به ریز اعلام کنید.

با توجه به سیاست تبلیغی آقایان مبنی بر  تقلب امسال گسترده ترین نظارت در تاریخ نظارت انتخابات های کشور توسط نمایندگان کاندیداها پذیرفته شد. برای اولین بار نظار مجاز بودند از سر صندوق آرا کاندیدای مورد نظر خود را به بیرون اعلام کنند. برای اولین بار نمایندگان کاندیداها حتی در تجمیع هم حضور داشتند....

واقعیت این است که تقلب سازماندهی شده در این دوره اصلا ممکن نبود.

واقعیت این است که مدعیان دمکراسی به حداقل اصول هم پایبند نیستند.

واقعیت این است که مدعیان برابری همه با هم خود را برابرتر میدانند و حاضر نیستند بپذیرند رای آنها با رای روستایی گوشه کشور برابر است.

من هیچ دفاعی از احمدی نژاد نکرده ام  و دلیلی ندارم که بخواهم نقطه ضعف ها ایشان دفاع کنم. یک از کلیدی ترین ایرادات بنده به ایشان ادبیات نخبه ستیز ایشان است. اما همه جامعه ما نیستیم . همه ایران منطقه 1و2 و 3و 6 تهران نیست. کافی است یک نمونه  آماری از صندوق های شهرستان ها بگیرید. حتما هرکداممان چند نفری آشنا در تیم اجرا و نظارت انتخابات توی شهرستان های مختلف داریم.

دوستان به اصطلاح مدعی اخلاق را در این چند روز دیده ایم. کلماتی که بعضا در شان خودشان هم نیست درباره رئیس جمهور قانونی کشور بکار میبرند. بعضی ها مثلا میخواهند بگویند مودبند کلمات اختصاری که ... به کار میبرند.

بعضی از دوستان اعتراض کردند که چرا جواب کامنت ها را نمیدهی یا چرا پاک نمیکنی. عرضم این بود که این دوستان به سرشت خودشان مینویسند و فکر میکنند و ما هم به سرشت خودمان.

تفاوت ما با این ها در این است که کاندیدای ما صبح قبل از اتمام شمارش آرا با پذیرش شکست پیام تبریک میفرستد و کاندیدای اینها با اشراف به شکست فحش میدهد و اعلام تقلب میکند بدون ارایه حتی یک دلیل و مدرک. حالا چه کسی با اخلاق است و قانون مدار خدا میداند.

فرق ما با این ها این است که شام سوم خرداد در خوابگاه طرشت 3 راهپیمایی میکنیم ومیگوییم رقابت های انتخاباتی تمام شده و از رئیس جمهور متخب حمایت میکنیم اما اینها فرمان آتش و اغتشاش میدهند.

قضاوت با اوست که بر جای حق نشسته و میداند که چه کسی اخلاقمدار است و چه کسی قانون مدار.

انتخابات از زاویه صلاحیت منتخب را شاید بعدا به آن پرداختم. هرچند این مسئله مردم است مردم ترجیح دادند آدمی از جنس خودشان را انتخاب کنند و من حداکثر میتوانم غصه بخورم. حق توهین به این مردم و منتخبشان را ندارم

والعاقبه للمتقین 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٥
تگ ها :

نحن نقول الحمد لله رب العالمین

1- چهار شنبه در فیس بوک نوشتم که ما به هر دو هدف انتخاباتی خودمان رسیدیم.

هدف اول  و مهمتر مشارکت حداکثری. برداشتم این بود که یک مشارکت کم سابقه خواهیم داشت که داشتیم.

هدف دوم و کم اهمیت تر هم شکست مشارکت و مجاهدین و هاشمی.  اوضاع نظر سنجی ها نشان میداد که به این هدف هم دست خواهیم یافت.

اما خدا وکیلی اینجوریش را دیگه فکر نمیکردیم.

2- بهزاد چریک گفته بود تمام تلاش خودتان را بکنید که شکست احمدی نژاد شکست رهبری است. فائزه و مهدی تمام ایل و تبار هاشمی را جمع کرده بودند که حق از دست رفته پدر پیر را احیا کنند. به بیان امام سجاد الحمدلله الذی جعل اعدائنا من الحمقا.

اگر اینطور دریده و بی حیا به میدان نیامده بودند قطعا ما حال تکون دادن خودمون اون هم برای یکی مثل احمدی نژاد را نداشتیم.

از نظر من بازی این دوره یک بازی تمام برد برای نظام طراحی شده بود. اما دریدگی این جماعت مجاهدین و مشارکتی و ایل و تبار هاشمی باعث شد ما ریسک برد کوچک را نپذیریم و تمام تلاش خود را برای برد حداکثری بکار گیریم

3- آقای احمدی نژاد! عملکرد تو باعث شده بود خشم چنان جلوی چشم برخی از دوستان این انقلاب را بگیرد که به هیچ وجه طراحی چنان بازی آشکاری از طرف این جماعت عجیب تو کتشان نرود. باعث شده بود حاضر شوند در هر زمینی بازی کنند به شرط اینکه تو نباشی. آقای رئیس جمهور لطفا حواست را برای این دوره بیشتر جمع کن تا این اعتماد از دست رفته به دست آید.ا

4- آقای دکتر انتخابات تمام شد. لطفا  یادت باشد که :

الیوم یوم المرحمه  

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢۳
تگ ها :

انتخابات ارزش این حرف ها را دارد؟

میفرمایند چرا اینقدر قربون صدقه اینها میروی؟ چرا اجازه میدهی جلوی خودت به مقدساتت توهین کنند.

عرض میکنم نمی فهمم چطور میتوانید از یک آدم متنفر شوید. اون هم از دوستانی که تا دیروز .... تون زیر یک آفتاب خشک میشد ساکت. تا دیروز با هم پالوده میخوردید. مگر تو که میر حسینی هستی یا او که طرفدار کروبی هست یا این که احمدی نژادی هست کاندیدای خود را به صلاح مملکت نمی دانید؟

فرض که هر کدام مان دیگری را به لحاظ تحلیلی در اشتباه می بینیم. اشتباه مال آدمی زاد است. مهم اینست که همه تان و همه مان برای ایران دلهره داریم و تلاش میکنیم. چطور میتواند انتخاباتی که هیچکدام مان کاندیدای خودمان را نداریم بر رفاقت و دوستی مان اثر بگذارد.

میگویم احساس خوبی دارم وقتی میبینم بدون ترس آدمهای این جامعه جرات میکنند حتی به مقدسات من هم توهین کنند. هرچند از درون خرد می شوم و درد نا فهمی اینها می کشد مرا.  در این صورت دیگر توهین به رییس جمهور که نگرانی ندارد. مهم آن ترس است که دیگر نیست. 

باید تلاش کرد عدم توهین نه به خاطر ترس بلکه به خاطر فهم و شعور باشد. که چنین چیزی را در بین بسیاری از توهین کنندگان نمی یابی. ملاک ما نباید موجودی حقیر درحد یک هنر پیشه باشد با دهانی که وقتی باز میشود بوی تعفن آن همه جا را میگیرد.

هنوز یادم نرفته دوره هاشمی را که ولایتی ترین تیره دانشگاهی ها که ما بودیم و مثلا به قول دوستانمان باید پشتمان به همه جا گرم می بود به خاطر اعتراض به عملکرد یک رییس دانشگاه به چه چیزهایی تهدید کردند و چه پرونده هایی که برامان درست نکردند.

من از اینکه بدون ترس دانشجویی در بیت رهبری آن اراجیف را گفت احساس افتخار میکنم. من به اینکه مردم جلوی رییس جمهورشان بدون ترس در قصبه ای دور افتاده به راحتی دروغه دروغه سر میدهند احساس افتخار میکنم. و البته از دروغی که از دهان مسئولی در نظام اسلامی در هر سطی خارج شود احساس شرمساری میکنم ولی این دروغ باید اثبات شود. اما آن عدم ترس اثبات شده.  حالا هرچه دوستانمان میخواهند این فیلم را مثلا به خیال خودشان در جهت تخریب  تکثیر کنند.

 من از اینکه نمی توانم از دوستان غیر همفکر خودم متنفر شوم احساس شادمانی بی وصف دارم. اینها دوستان من هستند و فکر میکنند برای ایران دارند تلاش میکنند. حتی وقتی جلوی روی من بیشرمانه به پیر و مراد من توهین می کنند

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٩
تگ ها :

و اما انتخابات-3

2. منافع و آرمانهای سیاسی
دلایل سیاسی اصولا  جایگاه ضعیف تری از دلایل اقتصادی در بین رای دهندگان دارد. اما موج های احساسی برنامه ریزی شده در آستانه انتخابات ها معمولا بر پایه این دلایل و منافع صاحبان آنها برنامه ریزی می شود.
رای دهندگانی که منافع و آرمانهای سیاسی مبنای  انتخاب آنهاست نیز در دو دسته کلی مدافعان اندیشه انقلاب اسلامی و مخالفان اندیشه انقلاب می توان تقسیم کرد. اصولا مخالفان آرمانهای انقلاب جایگاه چندانی در بین رای دهندگان ندارند و اقلیت قابل توجهی نیستند  و عموما هم پایگاه داخلی ندارند. سبد رای آنها را میتوان بر اساس آرای شورای شهر دوم شناسایی کرد.
موافقان اندیشه انقلاب خود نیز در دو جریان سنتی راست و چپ یا در  تقسیم بندی جدید اصولگرا و بخشی از جریان اصلاحات تقسیم بندی میشوند. اما در این دوره این دسته بندی هم نتوانسته تفکیک بین طرفداران کاندیداها را مشخص کند. جریان حامی احمدی نژاد و رضایی و بخش اصلی حامیان میرحسین و بخش قابل توجه از حامیان کروبی که بر اساس آرمانهای سیاسی رای خود را مشخص میکنند از طرفداران اندیشه انقلاب اسلامی هستند. آرا اصلاح طلبان طرفدار  اندیشه انقلاب اسلامی قطعا پشت سر احمدی نژاد قرار نمی گیرد اما آرای اصولگرایانی که براساس اولویت ملاک های سیاسی و آرمانهای انقلاب تصمیم میگیرند ظاهرا دچار تشتت گردیده و اگر آقای احمدی نژاد بتواند این تشتت را تا زمان انتخابات رفع کند میتواند پیروز دوره اول باشد.
از نظر طرفداران اندیشه انقلاب اسلامی که  ملاک های سیاسی برای آنها بر بقیه ملاک ها اولویت دارد نسبت جریانات مخالف اندیشه انقلاب اسلامی که پشت سر هر یک از کاندیداها قرار گرفته است میتواند پارامتر خوبی برای تصمیم گیری میباشد. لذا بسیاری از منتقدان احمدی نژاد از قرار گرفتن در جبهه میر حسین و کروبی نگران هستند و در این راستا تلاش آقای هاشمی برای وارد کردن آقای رضایی به انتخابات برای جلوگیری از واریز رای این دسته به سبد رای احمدی نژاد استراتژی منطقی در یک نبرد انتخاباتی است.

به نظر اینجانب قرار گرفتن مخالفان اندیشه انقلاب اسلامی در پشت دو کاندیدای اصلی انتخابات این دوره  یک طرح کاملا حساب شده است. قرار گرفتن این دسته در جمع حامیان دو کاندیدایی که خود از مدافعان اندیشه انقلاب اسلامی بوده اند و تحرکات و جنگ های قلمی و  بیانی آنها با همدیگر و با طرفداران دیگر کاندیداها تلاشی است برای شعله ور کردن جنگ انتخاباتی و به این بهانه نفی گذشته انقلاب. دامی که اگر کاندیدا های محترم در آن بیفتند  در راستای اثبات خود چند دوره مدیریت گذشته انقلاب را نفی کنند سودی جز پیروزی این جریان عجیب نخواهد داشت. به نظر میرسد این نکته ای است که همه دوستان از آن غافلند و تاریخ همه را مسئول خواهد دانست.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٤
تگ ها :