جهان نو نزدیک است

ان مع العسر یسرا

سختی و سنگینی گذر این روزها وعده نزدیکی جهان تازه را در خود دارد. قرآن سوزی نظام  لیبرالیسم در راستای ایجاد موج درگیری با دشمن بیرونی است. مخالف سرسختی که کمر به نابودی او بسته و آن چیزی نیست جز موج بیداری اسلامی است.

 نماد لیبرالسیم یتبشث به کل حشیش دست به هر جنایتی برای حفظ خودش میزند و بعد از تمام جنایات بعد از یازده سپتامبر، قرآن سوزی اوج این جنایت هاست. خوش خیالانه است اگر این موضوع را در حد حماقت چند نیروی احمق بدانیم. اگر اینگونه بود این همه تمهیدات رسانه ای پیرامون این موضوع از یک ماه پیش چه بود؟ کجا بود آن همه قوانین مدعی مبارزه با نفرت و خشونت.

قرآن سوزی طراحی شده توسط اتاق فکرهای سرمایه داری جهانی و صهیونیستی مثل پاره کردن مرقومه رسول اعظم توسط خسرو پرویز نوید دهنده فرو پاشی امپراطوری سرمایه داری لیبرالیستی  است. این دفعه جبهه رسانه ای نهایی خود را گشودند

 در همین زمینه:

نامه‏ای به مسیح (ع)

وقتی بی بی سی فارسی، نگران قرآن می شود!

جمهوری اسلامی در قرن ٢١ کتاب سوزی راه انداخته است

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢
تگ ها :

رازی برای صاحبان راز


"راز" مستندگونه ای که ماه مبارک رمضان امسال میهمان ما شد یک پدیده مبارک است در عرصه سیمایی که مثلا سیمای جمهوری اسلامی است و باید رسانه انقلاب اسلامی باشد.

سال 72 که سید عزیز ما در تشییع جنازه آقا مرتضی شرکت کرد و او را سید شهیدان اهل قلم نامید ما نوجوانان آنروز تا سالها بعد، حتی تمام سالهایی که ما در جلوه های عشق دانشگاه مروج نوشته های آقا مرتضی بودیم مبهوت آن حضور و تجلیل پیرمان از آقا مرتضی بودیم. سالها گذشت تا بخشی از عمق نگاه استراتژیک آقا مرتضی را فهمیدیم و به همان قرینه تا حدی دردی که به جان پیرمان افتاده بود از فقدان آقا مرتضی. فهمی که آقا مرتضی از قدرت رسانه و نقش آن در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی داشت درد  دل آقا مرتضی را از غربت اندیشه انقلاب اسلامی در رسانه ای که مال انقلاب بود بیشتر می کرد .

بعد از سالهای غربت آقا مرتضی و سالها جدال سنگین جبهه فرهنگی انقلاب برای نفوذ در رسانه به ظاهر ملی که ظاهرا بعد از  محمد هاشمی در دست جریان اصولگرایی است، راز را می توان اولین گام موفق برای نفوذ به این دژ تسخیر ناپذیر لیبراسیم فرهنگی  دانست.
دعا کنیم این نفوذ به شکاف عمیق در این دژ و فتح آن بینجامد.

راز در این دوره کوتاه عمر خود بدون هیچ تبلیغ و سر و صدایی مشتریان زیادی پیدا کرده است. نمیدانم این عدم تبلیغ، سیاست خود برنامه است یا ادامه همان محدودیت ها اما در همین مدت موفقیت های خوبی به دست آورد. راز در این مدت کم نقاط اوج زیادی داشت. سینمای آخرالزمانی، بوسنی و سعید قاسمی، افغانستان و محمد حسین جعفری، لبنان و امام موسی صدر و .....
اما دو قسمت اخیر، میکونوس و کاظم دارابی و لبنان و 4 دیپلمات ربوده شده در نوع خودش دردناکتر از بقیه بودند.

شعار اصلی "راز" در یک نگاه، یادآوری مسائل اصلی اندیشه انقلاب اسلامی و ماموریت ویژه این انقلاب در عرصه جهانی و آثار آن در این عرصه است و همچنین نشان دادن قدرت رسانه در وارونه کردن حقائق و فرعی کردن مسائل اصلی و اصلی کردن مسائل دست چندم برای مردم.

کاظم دارابی از 16 سال اسارت بدون مدرکش گفت و 5 سال انفرادی  و سالها رفتار تحقیر آمیز. از لخت مادر زاد کردن هفتگیش برای تفتیش در زندانی که کامل تحت نظر بوده است برای خرد کردن روحیه او و وادار کردنش به اعتراف بر علیه کشورش. از رفتار آلمانی ها بعد از آزادی تبعه جاسوسشان با او، در حالی که با تمام ادوات جاسوسی دستگیر شده بود و همه اتهامات را پذیرفته بود و حتی نوع گزارشاتی را که به سرویس های مختلف چند کشور داده بود را هم  اعلام کرده بود. از قهرمان ملی کردن او در کشورش بعد از لطف بی دلیل دستگاه قضایی ما به او و وارونه کردن هر آنچه پذیرفته بود در ایران بعد از آزادی. از پذیرش مردم آلمان هر آنچه را که رسانه هایشان در مورد این جاسوس به خوردشان داده بودند. از قهرمان ملی کردن یک جاسوس گفت، آن هم نه جاسوسی که برای دستگاه جاسوسی کشور خودش کار کرده و مقایسه کرد با رفتاری که ما با او کردیم. با او که سالها انواع شکنجه ها و تحقیرها را به جان خرید و انواع تطمیع ها را نپذیرفت و اتهامی به کشورش وارد نکرد اما حتی قهرمان کازرون هم نشد به قول خودش.

از محدودیت های عجیبی که برای رسانه های ما ایجاد می کنند و حتی در موضوعاتی مثل دادگاه او که کاملا مربوط به ایران است اجازه حضور به رسانه های ما نمیدهند و پذیرش دست و دلبازانه ما و ورودشان به جاهایی که خبرنگاران وطنی سخت راه می یابند.

 
از آزاده هایی که سالها بدون هیچ دلیلی فقط با هدف فشار به ایران در چنگال بازی های استکبار می افتند و اینکه علیرغم بیگناهیشان و نبود هیچ دست آویزی نمی توانیم از موضوع آنها استفاده رسانه ای کنیم. از 16 دقیقه وقتی که به پاس 16 سال اسارت و پایداریش در رسانه ملی به دارابی ها داده نشده است. یاد قرار دادن 3 ساعته رسانه ملی! در اختیار زیاده خواهی مربی زیاده خواه افتادم و دلم بیشتر گرفت.


قسمت اخیر هم به موضوع 4 دیپلمات ربوده شده لبنان گذشت. از مظلومیت حاج احمد و یارانش گفته شد. از بی ارادگی دستگاه دیپلماسی در پیگیری سرنوشت آنها و سرنوشت امام موسی، مسیح لبنان. از مصلحت جویی های دولت ها در پیگیری سرنوشت آنها گفته شد و از برخورد کارمندی دستگاه دیپلماسی و قضایی آنهم از نوع کارمندی بی مسئولیت در باره مسائل فوق گفته شد. از چشم به راه مردن پدر حاج احمد گفته شد و به عهده نگرفتن مسئولیت این چهار دیپلمات توسط سازمانهای مربوطه آنها. از 16 سال بلاتکلیفی خانواده های این سرافرازان گفته شد که بعد از رسیدن موضوع به رهبری معظم و دستور اکید ایشان برای به تحت پوشش بنیاد قرار گرفتن خانواده این عزیزان، ایرنا می پذیرد حقوق عقب افتاده کاظم اخوان را بپردازد و 13-14 میلیون به عنوان حقوق عقب افتاده 16 ساله قبل در نظر می گیرد و از این عدد 3-4 میلیون به عنوان مالیات کسر میکنند. یاد 160 میلیون مالیات ناقابل مربی ناموفق افتادم که مسئولین حاتم بخشانه به عهده می گیرند.

از مستندهایی که باید ساخته شود و پخش شود و اما رسانه انقلاب اسلامی حاضر به ساخت و پخش آن نمی شود. از رسانه ای که باید رسانه انقلاب باشد اما جزئی از رسانه هایی شده که تمام تلاششان مهار اندیشه انقلاب اسلامی شده است آگاهانه یا ناآگاهانه.

رسانه ملی باید یگان پیشرو و خط شکن انقلاب اسلامی باشد. هست؟  چگونه می تواند؟

در همین زمینه بخوانید:

راز موفقیت «راز»

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٦
تگ ها :