المنه لله که در میکده باز است

زان رو که مرا بر در او روی نیاز است

خم​ها همه در جوش و خروشند ز مستی

وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است

از وی همه مستی و غرور است و تکبر

وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید

از قبله ابروی تو در عین نماز است

پ.ن:

١. با دودلی و بی هیجان پیگیر بودم، چرایی اش  مثنوی میخواهد. اما دعای او کار خوش را کرد. من از الان ترسیده ام. باز هم دعای او همراهم است. مثل قدیم ها که به دعای مادر احساس رویین تنی میکردم 

2. طبیعتا برای آنها که دور از دسترسم هستند فقط اینجا مینویسم که یادشان هستم. در روستای ما رسم بود که چند شبی چاوش خوانی میکردن. ربطی به مسافر ندارد به عظمت مزار بر میگردد.

3. میگویند خبرهایی است آنجا. دعا کنید محرم بشویم که در برون کاری نکردیم که در درون  رهمان دهند.   

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢
تگ ها :