کاروان اسرای کربلا در غزه

برخی مواقع از ننوشتن کوروش دلخور میشوم، خیلی. چرا؟ خوب آدم بعضی مواقع میخواهد از دست رفیقش دلخور باشد.

جواب دادن به برخی آدم ها احتیاج به قلمی مثل کورش دارد که من همیشه  آرزویش را داشته ام. میدانم این روزها به شدت مشغول است  اما ....

این شب های حامد را میدیدم. کورش جمله ای گفت  در جواب آنهایی که باید برایشان می نوشت. از جنس نوشته هایش.

این روزها آدم هایی که هیچ وقت درد دین و ائمه ندارند فریاد وا اسلاما سر داده اند که شیعه به هوش باش که کاروان اسرای کربلا وقتی از فلسطین و غزه رد می شدند مورد اهانت های زیادی از طرف اهالی آنجا قرار گرفتند. یا فریاد واحسینا سر داده که یکی از رهبران حماس (که اتفاقا هیچ اسمی ندارد) در مصاحبه با الجزیره (که هیچ ردی از آن نیست) گفته که ما بر اسرائیل پیروز خواهیم شد همانطور که یزید بر حسین پیروز شد.

یکی نیست به این جماعت بیمار بگوید آخر مسیر کربلا به شام چه ربطی به غزه دارد. یا اینکه فلسطینیان اکثرا شافعی هستند  که نزدیکترین اهل سنت به اهل بیتند. یا اینکه حتی اگر چنان جمله ای از زبان عضوی از حماس گفته شده باشد چه شان نزولی و چه تناسبی با فضای امروز دارد جز خیانت به ملت مظلومی که محتاج ترینند.

کورش هم داشت درباره همین چیزها صحبت می کرد. جمله ای گفت تو این مضمون(حتی در نقل قول هم نتوانستم جمله زیبای کورش را عین خودش بیارم):

آدم می ماند که به دامن زنندگان این موضوعات چه بگوید. انشالله که مرضی ندارند. فقط میشود گفت عادت بدهید خودتان را به نور

بخش زیادی از دلخوریم را جبران کرد 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٤
تگ ها :