متن زیر را دوستی برای من میل کرده است که ترجیح داده بی نام باشد. این روزها شلوغ ترین روزهای چند ماه اخیرم است و فرصت نمی کنم پست قبلی را باز کنم و بگویم با چه چیزهایی موافق بودم. قاعدتا اگر عبا شکلاتی ما کاندیدا شود باید بگویم چرا با اینکه از برخی رفتارهای احمدی نژاد متنفرم و تعداد بارهایی که ازکارهای خاتمی متنفر می شدم کمتر است  هنوز او را بر خاتمی و تفکر او ترجیح میدهم و به موقع خواهم نوشت در این باره.

خلاصه اش این است که ما از خاتمی و اعوان و انصارش توقعی نداشتیم اما آقای احمدی نژاد آرمان ها و شعارهای کلیدی ما را دست مالی کرد و لذا حق ندارد چنین اشتباهات وحشتناکی بکند.

 اما فعلا کامنت طولانی این دوست عزیز را میگذارم تا سر فرصت به آن بپردازم:

ba salam

ghasd dashtam in matn ra barayetan comment begozaram ama az anja ke hajmash az cmment bishtar mi shod barayetan mail kardam .albate be hamn shive comment ast

 

_با سلام من طرفدار آقای خاتمی نیستم اما احساس می کنم در مقابل این گونه سخنان جای دفاع دراند همان گونه که آقای احمدی نژاد در مقابل نوعی از انتقادات قابلیت دفاع دارند متاسفام چون هرازگاهی شما را روشن تر از این می پندارم که از چنین سخنانی حمایت کنید .

2_اسمم را نمی نویسم نه از آن جهت که در حرف هایم شکی دارم. بلکه از آن جهت که به یقین می دانم تا زمانی که امثال آقای رسایی بر تریبون های مجلس سخن می رانند.پیشوند جمهوریت فدایت پس وند نیامده ی ولایت خواهد شد،آن هم نه با تعبیری که مرحوم آیت الله نایینی فقید ارایه کردند.و نه حتی با تعبیر تند تر امام(ره) بلکه با تعبیر دوستانی لباس شخصی که ولایتی می خواهند جهت تبرک و مقامی معصوم تصویر می کنند که هر سخنش عاری و بری از هرگونه خطایی است .

3_ اما آنچه جای بحث در مورد بیاناتتان را دارد این است که آیا عدم توانایی اجرایی و ضمنن برداشت آزاد ترشان از دین  می توان این گونه و با این لحن مورد انتقاد قرار داد؟

آیا بیان و اظهار نظر در مورد احتمال کاندیداتوری ایشان توسط یک دولت بیگانه دلیل بر دست نشانده بودن ایشان است ؟

4_ آقای خاتمی بار ها بیان داشته اند که برداشت ایشان از چیزی که تحت نام سکولاریسم متهم شان می کنند حذف تاویل های اجتماعی از برداشت های دینی است و نه حذف دین از شئون زندگی اجتماعی .که قطعا و آشکارا با علایقی که اصولگرایان دنبال می کنند .تفاوت دارد .کمترین نمونه اش را در المپیک آتن می توان دید؛ صدا و سیما ی  یک مملکت کل دین و خدا و پیغمبر را به خدمت بلند شدن یک وزنه می گیرند _ساده دل هستم که هنوز نمی پندارم این همه تبلیغات به خاطر بالا رفتن تصویر رهبری بعد از رفتن بر روی سکو باشد_که نمی دانم چه می شد اگر خدای ناکرده آن وزنه با این همه هزینه ای که از دین شد بالا نمی رفت !

5_برداشت ما از روحانیت کسانی است که حداقل در حد بدایه و نهایه گذراندن ،علاقه مند به بحث منطقی در مبادی اند.و نه کسانی که زمانی که از استقراض خارجی  سخن می گویند لعن و نفرین می کنند به دولت میر حسین و آن زمان که می خواهند از دولت نهم حمایت کنند می گویند توانا ترین دولت بعد از دولت آقا .

6_و در مورد کفن پوشیدن حوزیان و قابلیت استناد آن کافی است تصور کنیم اتفاقاتی نظیر اظهارات آقای رحیم مشایی در دولت اصلاحات رخ می داد ،یا آقای خاتمی با خبرنگارن شبکه های تلویزیونی ایتالیا که یک روسری فرمالیته سرشان نگذاشته بودند مصاحبه می کردند .یا دردولت اصلاحات بعد از خروج آقای اردوغان وزیر امور خارجه به داووس می رفت (که من شخصا این کار را اشتباه نمی دانم) یا ... تمام قم _آنچه که از حوزه می شناسیم_یک شبه به تحصن می نشستند .ایراد این جاست که دوستان با تفکر اصولگرایانه مردم را به دو دسته تقسیم کرده اند آن هایی که با ما هم فکرند و آنانی که ضد دینند.

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٦
تگ ها :