و اما انتخابات٢

قبل از ادامه هرچیز یک توضیح بدهم تا این رفیق شفیق ما راحت شود بلکه دست از یقه ما بردارد و گیر بهتری پیدا کند. آقا مهدی من عرض کردم انتخاب من جلوی سید خندان بی تردید احمدی نژاد بود و با آمدن اصولگرایانه میرحسین این انتخاب به چالش کشیده شد در برخورد چالشی هم چالشگر هست که باید تلاش کند تا خود را اثبات کند و گرنه به قول ملاصدرا چیزی را که پذیرفتی با اولین چالش رها نمیکنی بلکه باید چالشگر حقانیت خود و بطلان پذیرفته قبلی را اثبات کند. در ضمن این متن تلاشی است در گام اول برای مرتب کردن ذهن خودم به کمک دوستانم. چرا کینه ورزی خودت با احمدی نژاد را وارد رفاقت خودمان میکنی؟

 به هر حال منطق مخالفان ایده بنده و سینه چاکان آزادی و زنده باد مخالف و ... را داری میبینی. واقعا تحمل یک نفر متفاوت در یک جمع کوچک خودمان را نداریم ادعاهای عجیب و غریب در عرصه ملی میکنیم؟ این در حالی است که همه شما ارتباط من با دولت و منافع رسیده از دولت به بنده را کاملا مطلع هستید.

* * *

و اما انتخابات:

شرکت کنندگان در انتخابات آتی را در دو دسته کلی میتوان تقسیم کرد.
1-طرفداران حفظ و ادامه وضع موجود
2- مخالفان وضع موجود
آیا این دسته بندی میتواند صف بندی پشت سر کاندیداها را شفاف کند. به نظر نمی آید دسته اول را پشت سر کس دیگری غیر از احمدی نژاد بتوان پیدا کرد. این جمع گروه یکپارچه ای می باشند.
اما وضعیت مخالفان وضع موجود بسیار پیچیده شده است به گونه ای که حتی برخی از مخالفین ادامه وضع موجود را به قرار گرفتن پشت سر احمدی نژآد سوق داده است. نگرانی از تغییر به سمت وضعی مبهم یا حتی پیچیده تر از وضع موجود چالش جدی این گروه هست هرچند برداشت عمومی این است که دسته دوم بزرگتر از دسته اول هستند.
مهمترین موضوع تغییر وضع موجود، "تغییر به چه وضعی"  می باشد. به نظر من ایده "هر کس جز احمدی نژآد" به طور مطلق چندان از عقل سلیم بر نمی خیزد. عقلای طرفدار این ایده معمولا شاخص های حداقلی برای جایگزین در ذهن دارند. هرچند ممکن است بیان نکنند. این شاخص های حداقلی چیست؟ اصلی ترین عواملی که باعث شکل گیری این ایده شده کدام عملکردهای دولت احمدی نژآد است.
دسته بندی دیگری که می توان برای شرکت کنندگان در انتخابات در نظر گرفت از حیث دلایل آنها برای قرار گرفتن در دسته بندی فوق میباشد.
سرفصل های کلی زیر را میتوان به عنوان عوامل موثر برای دلایل قرار گرفتن در دسته بندی های بالا در نظر گرفت.
1. منافع اقتصادی: بی شک یکی از پارامترهای اصلی برای شرکت کنندگان تامین منافع اقتصادی می باشد. منافع اقتصادی در دو دسته مشروع و نا مشروع قابل بررسی میباشد.
الف- منافع نامشروع: صاحبان منافع نا مشروع در هر دو دسته فوق هستند اما میزان وجود این افراد در هر دسته موضوعی است که به این راحتی قابل  تشخیص و پیگیری نیست. چه اینکه ادامه وضع موجود میتواند به شکل گیری خرده سرمایه داران جدید در مقابل سرمایه داران شکل گرفته در 16 سال قبل از دولت احمدی نژاد منجر بشود.  بر اساس اندیشه های امام هردو گروه آفت نظام هستند. این دسته به لحاظ تعداد نفرات چندان تاثیر گذار در انتخابات نیستند اما معمولا سرمایه های آنها در مسیر رای سازی برای کاندیدای مورد نظر خودشان قرار می گیرد.  این دسته معمولا خود را در هیچ چارچوبی محدود نمی کنند. اتفاقی که در دوره های قبلی شاهد آن بوده ایم.

 البته شکل گیری ذهنیت جامعه نسبت به حضور این دسته در پشت هر کاندیدایی ضربه کاری به آن کاندیدا وارد می کند. سادگی شخصی احمدی نژاد ذهنیت مسموم جامعه نسبت به هاشمی و کارگزاران و حمایت این گروه از میرحسین می تواند کفه تاثیر گذاری این پارامتر را به نفع احمدی نژاد رقم بزند

ب- منافع مشروع: بیشتر ناظر به تامین منافع اقتصادی دهک های مختلف جامعه است. به نظر می آید بر خلاف دولت های گذشته که بیشتر توجه خود را معطوف به منافع دهک های میانی کرده بود توجه دولت احمدی نژاد به دهک های پایینی پایگاه او را در بین این دهک ها محکم کرده است. اما خاطرات مبهم جامعه از گذشته و ذهنیت مثبت جامعه از دولت میرحسین به مدد فشار وارده بر جامعه در دولت بعد از او می تواند اثر جدی بر ایجاد تردید این دهک ها بین میرحسین و احمدی نژآد بگذارد. به نظر می آید احمدی نژاد توانسته مابقی کاندیداها را در بین این قشر خلع سلاح کند.
الیته تحلیل فعالان اقتصادی پاک و تحلیل آنها از تاثیر سیاست های دولت بر عملکرد اقتصادی آنها نیز پارامتری جدی می باشد. هرچند این عده نیز به لحاظ تعداد جمع محدود و غیر تاثیر گذار می باشند اما سرمایه های آنها در حمایت از کاندیداها به پارامتری تاثیر گذار تبدیل می شود. نارضایی عمومی فعالان اقتصادی نقطه ضعف جدی برای احمدی نژآد محسوب می شود هرچند این طبقه هیچ ذهنیت مثبتی از میرحسین هم ندارند
2-...

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٧
تگ ها :