بعد از انتخابات

دوستان کامنت های بسیاری برای  مطالب قبلی گذاشته بودند که عموما بی ربط به موضوع مطلب بود و از زوایای دیگری غیر از موضوع مطلب به انتخابات نگاه شده بود. فرصت پاسخ گویی به تک تک آنها را نداشتم یا جزء موضوعاتی بود که بعدا می خواهم به شکل مجزا به آن بپردازم و البته برخی را هم به صورت تلفنی به صاحبان نظر توضیح داده ام. اما یک نکته را مجبورم بگویم. ظاهرا برخی از دوستان مسائل ساده را هم نمیتوانند بفهند. واقعا درک این موضوع سخت است که میتوان توان مدیریتی یکی را قبول داشت اما جهت گیری سیاسی او را قبول نداشت.  اصولا اگر جهت گیری سیاسی یکی را قبول نداشتی یعنی او را فاسد میدانی؟ 

یکی از دوستان نوشته بود من تو را آدم با ایمانی می دانستم. گفتم اولا که خدا به سر درون آدم ها آگاه است، خدا و من میدانیم من چه جرثومه ای هستم و برداشت تو هم جزء "کَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِیلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ‏" بوده است. در ثانی موضع گیری انتخاباتی من را چگونه بر پایه بی دینی من تحلیل کردی که نگرانت کرده. حداکثر میتوانی به ناتوانی تحلیلی من تاسف بخوری. چکار به دین و ایمان هم داریم.

من کجا گفتم خاتمی یا هاشمی یا کرباسچی یا کروبی یا موسوی فاسد بالفطره هستند. نظرم را در مورد خاتمی قبلا گفته بودم بقیه را هم. من هنوز به هیچ وجه فساد اقتصادی شخص آقایان خاتمی و هاشمی و ناطق و موسوی را قبول ندارم. هر چند در باره فساد اقتصادی برخی از خاندان هاشمی شنیده های قابل اعتماد دارم (البته نه دیده ها) والبته بسیاری از آقازاده های دیگر. بسیاری از دوستان دیده اند که وقتی از رفتار سیاسی آقایان به عنوان خطرناک یاد میکنم باز هم خوش بینانه میگویم ظاهرا آقایان رفتار خود را به صلاح مملکت میدانند هرچند تحلیل و اطلاعات جدیدم در مورد برخی از آقایان حکم به فساد سیاسی میکند.

من نه پاسخ گوی تمام رفتار آقای احمدی نژآدم نه همه رفتار او را قبول دارم. اساسا انتخابات جای انتخاب صالح نیست ما از بین افراد حاظر با وضعیت تصمیم برای  انتخاب بین بد و بدتر یا خوب و خوب تر یا خوب و بد هستیم و هر کدام بر اساس یکی از مدل های فوق باید تصمیم بگیرم. من اگر بتوانم پاسخ گوی اعمال خودم هم باشم کلاهم را هفت آسمان بالا پرتاب خواهم کرد.

استدلال های خانم رهنورد برای تقلب را که خواندم به حال جامعه روشنفکر این مملکت تاسف خوردم. ایشان از پیشروان روشنفکری مذهبی این مملکت هستند؟ اینکه موسوی آذری است و آذری ها فرزند خودشان را رها نمیکنند به کس دیگری رای بدهند یا من لر هستم و موسوی داماد لرها و لرها داماد خود را رها نمیکنند به کس دیگر رای بدهند واقعا تاسف برانگیز است. با احترام به تمام خانم ها، این ها را که آدم میخواند ضرب المثل قدیمی را که میگویند زنها اگر پیغمبر هم بشوند دست از خاله زنک بازی بر نمیدارند را میفهمد. خوب لرها پسران خود را ول کردند انتظار دارید داماد خود را بچسبند. راستی نگاه چه کسی پوپولیستی تر است؟

اما پیرو مطلب قبل این لینک ها را هم پیشنهاد میکنم. نگاه منطقی که همیشه از حامد میبینیم و همینطور پویان. هر چند به لحاظ سیاسی دیدگاه همدیگر را قبول نداریم.

بررسی آماری آرا و  رگرسیون آن :پویان مشایخی

شواهد غیر محکمه پسند : حامد قدوسی

نقد استدلال‌های آقای موسوی برای تقلب در انتخابات : شهاب اسفندیاری

آیا تقلب مؤثر در انتخابات امکان‌پذیر است؟: لطف الله فروزنده

 

با خودم فکر میکنم انتخابات و حواشی آن را رها کنیم و به بعد از  انتخابات بپردازیم. به هر حال محمود احمدی نژاد رئیس جمهور چهارسال آینده است. به کارهایی که باید بکنیم که این چهارسال کم هزینه تر و پردرامدتر شود باید فکر کنیم. وقت به توجیه  طرفداران سینه چاک و مخالفین کینه ای دوطرف گذاشتن کار عبثی است.   

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٧
تگ ها :