فرصت

يک سال پيش مهدی يک طرحی زده بود برای حکمت ۲۸۵ نهج البلاغه که طبق معمول کلی سرش غر زدم که بابا تو برا خودت کلی حرفه ای هستی اين طرح های کليشه ای چيه زدی و از اين حرف ها. اما اون طرح و حرفا باعث شد اين حکمت تو ذهنم بمونه.

فرصت، هرکه ندارد خواهد و هرکه دارد کار به آينده اندازد و کوتاهی نمايد

در اين چند روز گذشته بيش از هزار بار با خودم زمزمه کردم. به طوری که بعضی وقت ها فکر ميکردم سوزنم روش گير کرده. با هر بار تکرار فرصتی از دست رفته و کوتاهی ای در خدمت و آرزويی بر باد رفته را از ذهنم گذراندم. عجب فرصت سوز و حسرت سازيم ما....

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۸/۱۱
تگ ها :