آزمون تاریخ

آدم های مسلط به تاریخ اگر با کسی در بیفتند بنیان بر باد میدهند. مخصوصا اگر رو حیات چپگرا و رادیکال هم داشته باشند. این حمید روحانی هم یکی از آنهاست. اصل نامه را در اینجا میتوانید بخوانید.

... جان کلام اینجاست که این عناصر بیگانه‌زده و انقلاب‌برانداز در کنار کسی لانه می‌کنند که بدانند و دریابند که آن کس "با افکار پیشینش وداع کرده است "! و از انقلاب اسلامی دست شسته است و چون امروز دریافته‌اند که جناب آقای کروبی با هزاران آه و افسوس "با افکار پیشینش وداع کرده است "،‌گرد او را گرفته‌اند تا با دست و زبان او بتوانند امیال و اغراض شیطانی خود را به اجرا درآورند.

... شما در توجیه همکاری خود با عناصر معلوم‌الحال و نوکران وظیفه‌خوار یا بی‌مزد و مواجب آمریکا چنین داد سخن داده‌اید: "... ما اگر بخواهیم به هر بهانه‌ای افراد را از خود طرد کنیم یک روزی بگوییم صهیونیست دشمن است(؟!!) یک روز بگوییم پایگاه و بلندگوی دشمن است که درست نیست، دشمن‌سازی که هنر نیست، ما باید سعی کنیم همه کسانی را که در کشور زندگی می‌کنند زیر یک سقف گرد آوریم و اصل برای آن کشور و نظام است. ما برای جذب کردن آمدیم، نه برای دفع کردن... " (اعتمادملی، 21/2/88)
اولا این دیدگاه امروز جنابعالی، سیاست دیرینه مهدی قاتل (بنابه تعبیر امام سلام‌الله علیه) بود که در بیت آقای منتظری به اجرا درآمد و عناصر منافق، لیبرال، سکولار، دگراندیش و ... زیر عنوان "ترکش‌خورده‌ها " ‌در آنجا گرد آمدند و حرف‌هایشان را از زبان آقای منتظری بازگو کردند.

.... جناح جنابعالی (باند تسلیم‌طلبان) درست 8 سال قدرت را در دست داشتند و هرگونه شعار انقلابی و روش حزب‌اللهی را تعطیل کردند و پیوسته در گوش مردم خواندند: پرچم آمریکا را آتش نزنید، مرگ بر آمریکا نگویید، من شعار مرگ را دوست ندارم، ما به زندگی نیازمندیم (چیزی به این مضامین) با شعار تشنج‌زدایی و گفت‌وگو‌ی تمدن‌ها کوشیدند ملت ایران را به تسلیم و سازش بکشانند

.... در این برهه‌ای که شعارهای ضدآمریکایی و موضع انقلابی ملت ایران اوج گرفت و جهانخواران را در سطح بین‌المللی و در محافل و مجامع جهانی به چالش کشید، چه هزینه‌ای بر ملت ایران تحمیل شد؟ البته می‌توان آمار و ارقام کیلویی و فله‌ای به نمایش گذاشت که در آن 8 سال به برکت لبخند شیرین! و دلنشین! رئیس‌جمهور آمریکا نعمت در ایران فراوان بود! تورم و گرانی نداشتیم! لیکن در این چند سال به علت موضع تند و توفنده ایران در سطح جهانی گرانی و تورم بیشتر شد و "ایران در میان جوامع جهانی بیش از پیش منزوی گردید! " توطئه آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی دست به دست هم داد که بخش‌هایی از ایران با بی‌آبی و خشکسالی روبه‌رو شود!! و شیطان بزرگ و فرزند نامشروع آن، اسرائیل، ایران را به حمله اتمی تهدید کنند و در برخی از فصل‌ها گوجه‌فرنگی گیر نیاید، شکلات رنگارنگ آمریکایی بر سر سفره مردم نباشد و... و... لیکن واقعیت این است نه در آن دوران که تسلیم‌طلبان بر سر کار بودند و نه در این چند سالی که مردم ایران در برابر آنها قهرمانانه ایستادند در موضع جهانخواران، تفاوتی پدید نیامد، نه در آن دوران ذلت‌بار در برابر ایران کوتاه آمدند و نه در این دوران افتخارآمیز توانستند به ملت ایران آسیبی برسانند و هزینه مضاعفی بر مردم تحمیل کنند.

.... جناب آقای کروبی
آیا شما می‌توانید دولتی را در دنیا به ما نشان دهید که مبعوث ملت باشد و استکبار جهانی با او نه یک ارتباط حسنه، بلکه یک ارتباط عادی و به دور از تشنج و توطئه داشته باشد؟ دولت‌های مردمی پیوسته مورد بغض و کینه و توطئه و تنفر جهان‌خواران هستند چون منافع ابرقدرت‌ها همواره با منافع ملت‌ها در تضاد است. در برابر، هر دولتی که دیکتاتور و ضدمردمی باشد مورد حمایت استکبار جهانی و در رأس آن شیطان بزرگ است.

.... "چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است " برخلاف سفارش مؤکد حضرت پیامبر اسلام صلوات‌الله و سلامه‌علیه است که می‌فرماید: "من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم "، "من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم " برخلاف روش اخلاقی پرورش‌یافتگان مکتب تشیع است که "الجار ثم ‌الدار "

..... مردم ایران باید در مرز خود با صهیونیست‌ها بجنگند و به فرموده حضرت علی (ع) ": "بدبخت ملتی که آنقدر بنشیند تا دشمن وارد خانه او شود و در درون خانه خود با دشمن نبرد کند ". نکته درخور توجه اینکه هرگونه کمک به فلسطینی‌ها را "به عرف بین‌الملل " منوط ساخته‌اید که خود خوب می‌دانید که در به اصطلاح "عرف بین‌الملل " هرگونه کمکی به فلسطینی‌ها "کمک به تروریسم است " و جرم شمرده می‌شود و رژیم دست‌نشانده و مزدور حسنی مبارک چون پایبند به "عرف بین‌الملل " است راه مرزی رفح را بست و از رسیدن دارو و غذا به کودکان غزه پیشگیری کرد و اجازه داد هزاران زن و کودک از گرسنگی و بی‌دارویی جان بسپرند چون پایبند به "عرف بین‌الملل " بود و اگر ملت ایران - خدای نخواسته - به "عرف بین‌الملل " بخواهد بها دهد به امثال حاج‌‌آقا مهدی کروبی نیازی ندارد، بلکه به سراغ رضا پهلوی، مسعود رجوی، ابوالحسن بنی صدر و ... می‌رود.

..... شما در تبلیغات انتخاباتی خود شعار داده‌اید: "حاکمیت قانون مستلزم آن است که هیچ اراده‌ای فوق قانون رسمیت نداشته باشد و همه در برابر آن خاضع باشند. تفکیک و استقلال قوا یکی از شرایط لازم تحقق این شعار است، بویژه استقلال دستگاه قضایی و قاضی رکن رکین آن است... بنابراین سیاست‌محوری اینجانب دفاع از حاکمیت قانون و برابری مردم و مسؤولان در برابر این سیاست است و نمی‌پذیرم که قانون فقط برای رعایت مردم و نه مسؤولان باشد... " (اعتمادملی، 24/1/1388)

.... متاسفانه جنابعالی به همین شعاری که داده‌اید باورمند نبوده و از هم‌اکنون آن را زیر پا گذاشته و برخلاف آن نظر داده‌اید: ... اگر من رئیس‌جمهور شوم با استفاده از اختیاراتم تمام دانشجویانی را که در زندان هستند و از تحصیل محروم شده‌اند، به دانشگاه برمی‌گردانم... (همان- 6/2/88)
شگفتا! جنابعالی انگار که در دوران ناصرالدین شاه زندگی می‌کنید و اصولا نمی‌دانید که در کشوری بسر می‌برید که دارای قوای مستقل و منفک از یکدیگر است و قوه اجرائیه حق دخالت در امور قضایی ندارد. مگر جنابعالی در بالا شعار ندادید "تفکیک و استقلال قوا یکی از شرایط لازم تحقق این شعار است، بویژه استقلال دستگاه قضایی و قاضی رکن رکین آن است ... و نمی‌پذیرم که فقط برای مردم و نه مسؤولان باشد "!

... من با آزمونی که از تاریخ دارم و با نگاه ژرف و پندآمیزی که در ازای این 30 سال به کارکردهای ریز و درشت گروهک‌ها، چهره‌ها و عناصر واپسگرا و روشنفکرمآب داشته‌ام به این واقعیت رسیده‌ام که این 2دسته در یک موضوع با یکدیگر همراه، همراز و هم‌اندیشه‌اند و آن به کارگیری تز استعماری "اسلام منهای روحانیت " است. اینجانب از سالیان درازی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به یاد دارم که دست‌پروده‌های "انجمن حجتیه " به همان اندازه از عالمان دینی و پیشوایان روحانی نفرت و ذهنیت داشتند که هواداران این تز مانند "نهضت آزادی ". و نکته درخور توجه اینکه هر 2 دسته یک روحانی را با خود همراه کرده‌ بودند، اصولا بسیاری از اعضا و افراد انجمن حجتیه را می‌بینیم که پس از پیروزی انقلاب اسلامی رنگ عوض کردند و در جامعه روشنفکری، نواندیشی، اصلاح‌طلبی و ... بازیگر صحنه شدند.

.... در دوران مشروطیت، فراماسون‌ها با پنهان شدن پشت سر این و آن عالم دینی و رهبران روحانی توانستند آنان را رویاروی یکدیگر قرار دهند و رهبران بزرگ و سترگ آن نهضت را یکی پس از دیگری از پای درآوردند. حاج شیخ فضل‌الله نوری را به دار بکشند، حاج سیدعبدالله بهبهانی را ترور کنند

.... شخصیت‌های روحانی بزرگ مانند مطهری، بهشتی و شهدای محراب را از پای درآوردند لیکن به طور عینی دریافتند که این خونریزی‌ها بر آبرو و اعتبار روحانیت افزود و جایگاه آنان را در میان ملت‌ها استواری بیشتری بخشید، از این رو تغییر تاکتیک دادند و کوشیدند که به ترور سفید روحانیان دست بزنند. امروز این گروهک‌ها و مهره‌های ورشکسته که نقش نیروهای پیاده‌نظام آمریکا را ایفا می‌کنند، آنگاه که به یک روحانی نزدیک می‌شوند در گام نخست دنبال این هستند که او را ناخودآگاه از خط امام دور کنند و در گام دوم در میان مردم او را ساقط و بی‌آبرو سازند.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۸
تگ ها :