چه باید کرد ؟(1)

در روزهای شلوغ تیر 78 در جمع دوستانی که پیرامون سوال -امروز چه باید کرد- بحث میکردیم  به راهبردی دو مرحله ای رسیدیم مبتنی بر مهار و کنترل اعتراضات خیابانی در مرحله اول و فعال نگه داشتن روحیه مطالبه گری اجتماعی مخصوصا در جامعه دانشگاهی در مرحله دوم. این راهبرد از دید برخی متناقض می نمود اما عمده استدلال من برای این موضوع بر 2 پایه استوار بود.
دلیل اولم بیشتر به یک مشکل فرهنگی بر می گشت.  اینکه دولت مردان ما تا احساس فشار نکنند و مطالبه عمومی برای تغییر را احساس نکنند تن به تغییر و حرکت به سمت بهبود نمی دهند. انسان ظاهرا بیشتر طالب حفظ وضع موجود است و حفظ وضع موجود یعنی تن دادن به همه ناکارامدی های موجود.  این  موضوع از پایه با نظامی که در چهارچوب  اهدافی به بلندی آرمانهای حضرت امام و اندیشه زمینه سازی ظهور شکل گرفته در تضاد است.  تلاش دولتمردان در حرکت به سوی بهبود مستمر و کارامدتر شدن نظام فقط در اثر فشار ناشی از مطالبه عمومی شکل جدی به خودش میگیرد و انتظار بهبود داشتن فقط به امید اثر گذاری مطالبات رهبری چندان واقع بینانه به نظرم نمی آمد. پیشبرد مطالبات رهبری که حرکت سریعتر در چهارچوب اندیشه انقلاب اسلامی هست نیاز به تبدیل شدن خواست حرکت شتابان به سوی بهبود، به یک مطالبه عمومی و دائمی دارد.
دولتمردان (مستقل از گرایشات سیاسی دولتها) اگر این فشار را به شکل آشکار و دائم احساس نکنند بیشتر تمایل به حفظ وضع موجود دارند و این تمایل تبدیل به یک لوپ منفی در کارامدی نظام خواهد شد.
دلیل دوم برای فعال نگه داشتن و فعال تر کردن روحیه مطالبه گری در جامعه، خارج شدن از فضای احساسی و حاکمیت عقلانیت بر مطالبات عمومی است. انرژی ذخیره شده از مطالبات معوقه جامعه نیروی بسیار خوبی برای موج سواری سیاست بازان است. انفجار هایی مثل خرداد 76 تیر78 و به دنبال آن خرداد 84 و خرداد 88 عموما حاصل ذخیره شدن انرژی مطالبات معوقه و ابراز نشده جامعه  و آزاد شدن ناگهانی این انرژی در مسیرهای غیر واقعی  و به انحراف کشیده شدن مطالبات جامعه می باشد. این انفجارها اگر به صورت رای در انتخابات بروز کند مثل خرداد 76 و 84 به پیروزی کاندیدایی می انجامد که بهتر بر موج پوپولیسم سوار شده و اگر به صورت خشونت های خیابانی تیر 78 و تیر 88 بروز کند در نهایت به سرکوب می انجامد.  در هر دو حالت چیزی که دامنگیر جامعه میشود یاس وسرخوردگی است که فعال کردن این فضای یاس آلود انرژی بسیاری را طلب می کند و از سوی دیگر زمینه ساز انفجار بعدی می شود. اما اتفاق مهمتری که در این فضا می افتد به حاشیه رفتن مطالبات اصلی جامعه و ایجاد حاشیه امن برای دولتمردان ناکارآمد است. اگر بتوان این روحیه را در جامعه زنده و دائمی نگه داشت عملا مطالبات به سمت مطالبات واقعی جامعه هدایت میشود و امکان سواری گرفتن از سیاست بازان گرفته خواهد شد.
این تحلیل بعد از انتخابات 88 دوباره ذهن من را به خود مشغول کرده است.
در وقایع بعد از انتخابات و کنترل و مهار اعتراضات خیابانی عملا مدیریت ماجرا دست نیروی های سیاسی و امنیتی بود و فعالان فرهنگی و اجتماعی یا به شدت منفعل بودند یا کسانی هم که ایده و برنامه ای داشتند عملا نقشی در مدیریت اتفاقات به عهده شان گذاشته نشد. این باعث شد که کنترل اعتراضات خیابانی عملا با شیوه های سیاسی و امنیتی انجام شود. مدیران سیاسی و امنیتی به دلیل نوع نگاهشان چندان علاقه ای به فعال بودن روحیه مطالبه گری در جامعه ندارند لذا به نظر میرسد امروز نقش فعالان فرهنگی و اجتماعی در زنده نگه داشتن روحیه مطالبه در جامعه بسیار کلیدی است.
بعد از حوادث 16 آذر و مخصوصا پس از حماسه نه دی عملا جریان اعتراضات خیابانی را میتوان پایان یافته دانست. اما با هر نوع نگاه اصلاحگرایانه امروز تلاش برای فعال ماندن این روحیه پیگیری مطالبات جامعه یک رسالت است.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٥
تگ ها :