انتخابات به سبک آمریکایی

این متن علیرضا فوق العاده هست. یک تیکه هاییش را گذاشتم برای خودم که یادم باشه. ولی اصلش یک چیز دیگه هست.

« ... ال گور بیش از جورج بوش رای آورد، ولی بنا به قانون رای های الکتورال، جورج بوش رئیس جمهور اعلام شد. مشکل ایالت فلوریدا بود که اول اعلام شده بود اکثرا به ال گور رای داده، و بعد حرفشون رو پس گرفتن! چه جالب... آره... بعدش همه فهمیدیم که اتفاقا استاندار ایالت فلوریدا که رای های تعیین کننده در اونجا شمرده شده، برادر جورج بوش تشریف دارن (Jeb Bush)!!! بعد مراجعه شد به رای های باطله و دیدن، بله، چندین هزار رای به نفع ال گور باطل اعلام شده!!! خلاصه گند کاری به حدی زیاد بود که صدای همه در اومد.

ال گور اعتراض کرد و درخواست بازشماری آرا رو انجام داد. دادگاه عالی ایالت فلوریدا هم اجازه ی بازشماری رو صادر کرد. ولی صبر کنید!!! ناگهان دیوان عالی آمریکا که اعضاش مادام العمر انتصاب (!) می شن و روی حرفش نمی شه حرف زد می آد وسط اجازه ی بازشماری رو لغو می کنه!!! حالا جالب تر چیه؟ جالب تر این که این دیوان که 9 عضو داره، اکثرشون به حزب آقای بوش تعلق دارن!!! آخر هم با اختلاف 537 رای -بله فقط 537 رای- جورج بوش رو رئیس جمهور قانونی آمریکا اعلام کردن.

باختن به سبک آمریکایی:
به نظر شما ال گور، نماینده ای که به وضوح به او ظلم شده بود چه کرد؟ حدس بزنید...
نه نه! ال گور بیانیه نداد و مردم رو به تظاهرات گسترده در خیابون و پس گرفتن حقشون از دولت بوش دعوت نکرد. نه نه! ال گور نظام کشور خودش رو به باد انتقاد نگرفت و زمینه رو برای خوشحالی شوروی و چین و دیگر رقبای آمریکا برای خندیدن به ریشش محیا نکرد. نه نه! ال گور نزد زیر میز و به دیوان عالی کشورش اهانت نکرد. همسر آقای گور هم با خبرگزاری اجنبی تماس نگرفت و از بی عدالتی در آمریکا شکایتی نبرد! 
بلکه ال گور به تلویزیون آمد و در آن شرایط افتضاح کشورش و در حالی که همه می دانستند حق او خورده شده است، رو به دوربین گفت:

"شب بخیر؛
چند لحظه پیش من با جورج دبلیو بوش صحبت کردم و به وی به مناسبت برگزیده شدن به عنوان چهل و سومین رئیس جمهور ایالات متحده تبریک گفتم... من به وی گفتم که در اسرع وقت همدیگر را ملاقات کنیم، تا جدایی های حاصل از این مبارزه انتخاباتی را که پشت سر گذاشتیم، التیام بخشیم...
...من به رئیس جمهور منتخب بوش می گویم آنچه که از کینه ی ناشی از تعلقات حزبی باقی مانده الان بایستی کنار گذاشته شود، و خداوند تصدی سرپرستی کشور توسط وی را مورد برکت قرار دهد.نه من و نه بوش این مسیر طولانی و سخت را پیش بینی نمی کردیم. قطعا هیچکدام از ما دو نفر نمی خواست اینگونه شرایطی پیش بیاید. ولی به هر حال پیش آمد، و الان به پایان رسید، و حل شد، همانگونه که باید حل می شد...
اکنون که دیوانعالی آمریکا صحبت کرده است، بگذارید هیچ گونه شکّی نباشد، در حالی که من قویا با نظر دیوانعالی مخالفم، ولی آن را می پذیرم...

پ.ن.1: یادم می آد بعد از این ماجراها مدام مقامات آمریکایی و شبکه های تلویزیونی و سیاست مدارها مردم رو به "اتحاد" و "آرامش" دعوت می کردن. حالا یه سوال ساده پیش می آد: به نظر شما چرا وقتی نوبت خودشون بود، از مردم آرامش و اتحاد می خواستن، ولی حالا که نوبت ایرانه، از مردم جنجال و اعتراض می خوان!؟ اون موقع گوش فلک رو کر کردن که: "ببینید ما چه قدر با فرهنگیم. ببینید چه قدر خوب با هم کنار می آیم..." حالا هم گوش فلک رو کر کردن که: "آفرین به مردم شجاع و معترض ایران! آفرین به آرامش نگرفتن!"
مرگ خوبه ولی برای همسایه!؟ ...»

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۳
تگ ها :