وفدت علی الکریم

وفدت علی الکریم بغیر زادٍ
من الحسنات و القلب السلیم
و حمل زاد اقبح کل شیٍ
اذا کان الوفود علی الکریم

خيلی ها امشب و فردا غروب دعای وداع ميخونند. يعنی که رمضون تموم شد. برا من هم همه چيز تموم شد. اين هفته رفتم سنگ قبر را هم آماده کردم و روش هم اين شعر را نوشتم. تا حالا هرچی فاميل ها ميگفتن سنگ قبر چی شد ميگفتم عجله نکنيد، آماده ميشه. مثل اينکه منتظر بودم يک اتفاقی بيفته. اما ديگه هيچ اتفاقی نخواهد افتاد. ميگن بايد واقعيت را بپذيری. راستی پذيرفتن واقعيت با کنار اومدن با اون يک معنی را ميده؟. شهرزاد ميگفت نه. ميگفت يک ماتی تا آخر عمر تو چشم هات ميمونه. اما من روز اول پشت در بيمارستان تو گوش خواهرم زمزمه کردم  و بشر الصابرين الذين... . اما تو ذهن خودم اين بود که بابا تو يک بيست سال صبر کردی پس يک بيست سال ديگه هم ميتونی صبر کنی. بيست سال هم که عمری نيست. بيست سال پيش را يادته. چقدر گذشت!

خيلی ها امشب و فردا غروب دعای وداع ميخونند. مثل اون وقتی که من سجده کردم بر خاک زير سر مادرم و التماس کردم باهاش مهربون باشه.  مثل اون وقتی که من مادرم را بغل کردم گذاشتم تو قبر. اما ماه رمضون که نمرده. پس وداع ميکنند يعنی چی. امام سجاد از فراق رمضان ناله ميکنه و کنارش سلام ميکنه بر عيد الله. يعنی من بايد به چی سلام ميکردم. من سلام کردم به بی بی. يک جورايی کنار التماس هام مطمئن بودم مياد. مثل عيد که مياد.

خيلی ها امشب و فردا غروب دعای وداع ميخونند. وقتی حضرت علی(ع) از طرف سلمان منا اهل البيت ميگه بغير زاد پس ما چرا اينقدر مطمئنيم. وقتی زين العابدين(ع) ناله ميکنه از رفتن رمضان  چرا ما هيچ نگرانی نداريم.

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/۳
تگ ها :