انتخابات نزديک شد

نزديکای انتخاباتيم. ميدونيد من اين را از کجا کشف کردم. آخه اين هفته همه داشتند از درگيريها در تجمعات قانونی حرف ميزدند. درگيريهايی که هميشه بين دوتا انتخابات تعطيل ميشه. نزديک که ميشيم به انتخابات شروع ميشه و هرچی نزديکتر ميشيم بيشتر و شديدتر ميشه. نميدونم چرا سياستمداران اين مملکت اينقدر کودن هستند. نميگم خدايی نکرده خود زنی و اين حرفا. پناه بر خدا. خود زنی لازم نيست. اما به قول کروبي، آرمين بيشتر دوست داشت حجاريان ديگه از اون گلوله زنده در نمی اومد. البته علاقه انصار هم همين بود. عجيب اينه که گروههای متخاصم از يک اتفاق نتيجه يکسانی طلب ميکنند.

*    *     *

دارم تلاش ميکنم برگردم به زندگی عادی. اما اميدوارم حرارت اين داغ در دلم سرد نشه. من يک مرض مسخره دارم و اونم اينه که خودم را نزديکای مرکز عالم ميبينم. نتيجه چی ميشه. هر اتفاقی به من و کم کاری من يک ربطی پيدا ميکنه. در این داغ هميشگی هم من کوتاهی خودم را بيش از هر چيز ديگه موثر ميدونم. همه چيز را عقوبت کارها و ذهنيات خودم ميدونم. همش ذهنم مشغول اينه که اگر اين کار را کرده بودم، اگر اون طوری التماس ميکردم، اگر اون فکر وحشتناک را نمی کردم .....

*     *     *

اطرافيان اين سيد محمد ما هم عجب آدمای کم حوصله و اوتی هستند به خدا (ظاهرا اين مشکل اطرافيان همه بزرگان ماست).  اين سرکار رهنورد را که خدا آفريده برای سوتی. اين رفقا هم تکميلش کردند. وقتی شنيدم نيروی انتظامی به درخواست اين حضرات وارد دانشگاه الزهرا شده و ريس جمهور هم به وزرای اطلاعات و  کشور دستور برخورد با عوامل حوادث اين دانشگاه را داده ياد شعارهای عدم دخالت نيروی انتظامی و امنيتی و... در دانشگاه ها افتادم که تو اين چند سال گوش فلک را کر کرد. ياد ايجاد تنش های بسيار و حمله های سنگين روزنامه های جامعه مدنی به ارکان قانون اساسی و مقدسات مردم فلک زده افتادم و بی خيالی و حمايت دستگاه دولت از آنها و تعطيلی بی سر و صدای روزنامه آريا به دستور مستقيم دفتر رياست جمهوری به اين خاطر که به ريس جمهور گفته بود تا حالا خودت کجا بودی( تو مايه های اينکه بالای چشمت ابروست ). ياد شعارهای ضد نظام و تخريب اموال دانشگاه چند روز قبل از آن و عدم نياز به دخالت هر نيروی انتظامی و امنيتی و درخواست دخالت نيروی انتظامی به خاطر گفتن عده ای دانشجو به ريس دانشگاه که تو بيجا ميکنی(هرچند عده ای بخواهند بگويند سازمان داده شده يا اجير شده بودند. بالاخره دانشجو بودند). اين بحث فارغ از موضوع شيرين عبادی هست که بعدا بيشتر به آن خواهم پرداخت. ظاهرا به زعم عده ای اگر فحاشی عليه نظام و حتی خود خاتمی از طرف منتقدان و مخالفان نظام باشد به شرط اينکه اصل نظام و ارکان قانون اساسی را هم شامل شود بی عيب است و بايد از برخورد حتی قانونی با آن جلو گيری کرد اما اگر انتقاد و شعار از طرف نيروهای وفادار به نظام باشد يا فقط شامل خاتمی شود بايد به قويترين شکل سرکوب شود. اضافه کنيد به اين  جريانات درگيری های جلوی سفارت انگليس با نيروی انتظامی و حوادث سميرم و بهارستان سال گذشته و هزار و صد کوفت و زهر مار ديگه را. 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٩/٢٢
تگ ها :