رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند

از اونجايی که اين طولانی اصلا دهنش چفت و بست نداره اينجانب رسما اتهامات وارده را ميپذيرم.

به هر حال هر خياطی يك روز تو كوزه ميفته قسمت ما هم شب اول ذيحجه بود با سلاله آن درخت پاك. پس شاكريم و تسليم و رضا. اين اولا.

دوما من اصلا علاقه ای به سنت شكنی ندارم اما هميشه سنت شكنی ميكنم. اين دفعه هم شد هر چند بعضيا فكر ميكردند نبايد.

سيوما قبلا هم گفتم من با ناد علی آرام شدم و قرار بود اين سياهی را به ياد آن داغ هميشگی تا غدير حفظ كنم چاره ای نيست. البته با اجازه جناب ايشان و در عوض اين لطف حتما بايد مهر زی زی را بر پيشانی خود بپذيريم كه ميپذيريم. رسما داد زديم كه بعدا كسی نتواند اتهامی وارد كند.

چهارمندش هم ..... اين در حكم يك اخطار بود.

ايشالله همتون بيفتيد تو كوزه. البته اول اونايی كه هنوز نيفتاده اند

 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱۱/٤
تگ ها :