گودرز و شقايق

اعصابم خورد ميشود اساسی. آدم هايی که با من بحث کرده اند می دونند چقدر راحت ميشه اعصاب من را بهم ريخت. تا مرز جنون. با رابطه برقرار کردن ساده بين ... شقيقه. نميدونم واقعا بعضی آدم ها اينقد جوات هستند يا دارند مسخره بازی در ميارند. مقدمه های بی ربط به نتيجه مثل اينکه عادت بعضی از بچه ها شده. يک مدت دارم دنبال يکی ميگردم تحليل منطقی و فکر منظم را يادم بده.پي آنگاه کيو  ی درست را يادم بده اما اين آدما را که ميبينم آرزو ميکردم همين اندازه را هم بلد نبودم. شايد کمتر اعصابم خورد ميشد. اما فارغ از اين آدما يکی بياد کمک. آهای کورش، جواد، حامد، ايمان......

*     *      *

تعطيلات رفتم طولانی و بی سابقه در عمر دانشجويي. ربطی هم به طولانی نداره. ظاهرا واقعا آرام شديم رفت. کجايی جوونی که يادت به خير. اما تعطيلی اينجا فقط ربط به اون تعطيلات نداره. بلد نيستيم بنويسيم. نوشتن بيش از صبح تا شب کارگری خستگی مياره برام. نميدونم در اين زمينه کورش و جواد هم ميتونند کمک کنند يا نه.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۱/۱٩
تگ ها :