نه ديوی هست نه فرشته‌ای

به قول قديمی‌ها عجب دوره‌ای شده . به اين معنی نيست که قبلاًها مثلاً دوره‌ای بوده که خيلی خوب بوده . اما وقتی می‌بينی حداقل بازده هايی که برای چند سال از عمر جامعه در نظر گرفته بودی سراب محض بود يک همچين حالتی به آدم دست می‌دهد .

                                          *‌   *   *   *
گفته بودم حالم از سفيد و سياه به هم می‌خورد . اما ظاهراً کاريش نمی‌شه کرد . در بين آدمهايی که فقط سياه و سفيد می بينند چقدر سخت است حتی طيف خاکستری را تعريف کرد چه رسد به رنگ‌های زندگی را

                                        *   *    *    *
ظاهراً اظهار نظر کردن دوستان ما به شدت به حالت نشستن آنها بستگی دارد . اين‌که کجا نشسته‌اند و فشار وزن آنها را چه قسمتی از بدنشان تحمل می‌کند .

                                         *‌‌   *   *     *
کانديدای خودم را نداشتم ، به احمدی نژاد هم رأی ندادم و از پيروزی مقتدرانه هر دو هم می‌ترسم . ايده‌آل من پيروزی نزديک هريک از اين دو است . اما استدلالهای دوستان آزارم می‌دهد . فقدان منطق ، استيلای احساسات و تصوير ديو و فرشته آزارم می‌دهد.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٢٩
تگ ها :