در راه قم ـ تهران هستم . نتوانستم صبر کنم تا به تهران برسم بعد خبر را بگويم به تلافی آن شب که نتوانست تا صبح جلوی خودش را بگيرد .
پس به مدد بانو مکرمه از همين راه دور به همهء دوستان و دشمنان مژده می‌دهم که پروندهء حامد عزيز ما برای هميشه بسته شد .
از پس همهء شادمانی‌ ِ اين فرخنده اتفاق نمی‌توانم دل‌تنگی خودم را هم مخفی کنم . اميدوارم سر کار خانم طباخی بزرگوار سهم ما و بقيهء بچه‌هايی که حامد را از ته دل دوست دارند از حامد صفر نکنند. بيش از يک اميد ، که يک خواهش ملتمسانه است .
نمی‌دانم اين اتفاق برای کدام يک از اين دو فرخنده تر است .
بی شک نعمتی است بی انتها نصيب هر کدام شد . اما باعث نمی‌شود که ما دل‌تنگی نکنيم .

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٢٤
تگ ها :