آرامش با آرام بودن يکی نيست، هست؟ چقدر عاشق آرامش يک نا آرام بودم. اما ظاهرا به جای آرامش آرام بودن نسيب ماست. چقدر از آرام بودن متنفر بودم.

ديگر نيستم. يک آرام بی آرامش در اين دنيا چقدر بی خاصيت هست.

دلم به چيزهايی آرام ميشد که ديگه خيالند.

يعنی بايد از همه گذشته بريد؟

هنوز هم اون حرف حاج آقا اشجع آزارم ميده از حسادت.

"ما نسل خوشبختی بوديم چرا که همه عمرمون را با آرمان گذرونديم."

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٩
تگ ها :