جشن غنچه ها برای سال اولی ها

دانشگاه پر از شور و هيجان است. ديروز، امروز، شنبه، يکشنبه و دوشنبه هفته آينده ثبت نام وروديهای جديد است. امروز عصر رفتم نمانشگاه وروديهای جديد. شريفی ها ميدونن کجاست. بچه های گروه ها و مجلات دانشجويی پرتلاش مشغول آماده سازی غرفه ها بودند. آدم کلی انرژی ميگرفت. خواستم بگم کجايی جونی که يادم اومد جونی هم پخی نبوديم. برا همين پدربزرگانه يک دوری زديم و دوستان را مورد تفقد قرار دادرم و فلنگ را بستيم.

*    *    *

دانشگاه پر از شور و هيجان است. ديروز، امروز، شنبه، يکشنبه و دوشنبه هفته آينده ثبت نام وروديهای جديد است. اما طبق معمول مسئولين دانشگاه بچه بازيشون گرفته. لج و لج بازی. هنوز نصف وروديها هم ثبت نام نکردند اما قراره اردوی وروديها فردا برگزار بشه. ميدونيد چرا ؟ چون از قبل برنامه ريزی شده و هيچ چيز نمی تونه اين برنامه ريزی را تحت تاثير قرار بده. شنيديد که: يک روز دو تا کارگر داشتند کار ميکردند. يکی داشت کانال ميکند، اون يکی کانال را پر ميکرد. پرسيدند بابا مگه ديونه شديد شما. گفتند نه ما سه نفر بوديم يکی کانال را می کند يکی لوله ميگذاشت نفر سوم هم خاک ميريخت رو لوله. امروز نفر دوم نيومده اما ما که نميتونيم کارمون را به خاطر اون يک نفر تعطيل کنيم.

*    *     *

دانشگاه پر از شور و هيجان است. ديروز، امروز، شنبه، يکشنبه و دوشنبه هفته آينده ثبت نام وروديهای جديد است. يک عده نوجون هفت خوان کنکور پشت سرگذاشته امروز وارد بهشت شداد و مهد آمالشون ميشوند. اين دفعه ديگه کجايی جونی. راستی چرا صدای دهل اينقدر از دور خوشه؟

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٦/٢٦
تگ ها :