همه چی مان به همه چی مان می آید


سیاست مان به اقتصادمان، اقتصادمان به فرهنگ مان، ، فرهنگمان به ورزش مان، همه چیمان به همه چی مان می آید.
دایی برای من مجسمه هاشمی است. اصلا نخبگان این مملکت همه شان مثل همند. خود شیفته و خود محور. دایی و هاشمی میتوانستند اسطوره های ورزش وسیاست این مملکت باشتد اگر اینقدر در دام خود شیفتگی و لج بازی نمی افتادند. اینقدر خورگی و لج بازی میکنند و برای ماندن به هر راهی متوسل میشوند که به این سوال برسی که اگر سال 2001 بعد از باخت آث رم به جای ایویچ دایی را پرت میکردند از تیم بیرون بهتر نبود!؟ یا حتی سال 98 به جای مایلی کهن دایی را میفرستادند مرخصی.
کار که به این مرحله رسید دیگر هرچه قسم میخوری که این بابا از افتخارات این مملکت است ، زحمات زیادی برای این مملکت کشیده، خاک زیادی از گود سیاست و ورزش ابن بلاد محصوره خورده و افتخار آفریده دیگر حتی تو کت خودت هم نمیرود. از ستاره ها انتظار برخورد ستاره ای در همه زمینه ها میرود. موقعیت شناسی رفتن و میدان را به دیگران دادن و از کنار و در نقش های مربی و حامی و .... مراقب وسط گودی ها بودن هم جزیی از ستاره بودن است.
حیف از بازی مکزیک  که به راحتی از دست رفت و این همه فشار را برای بازی پرتقال گذاشت و این همه فشار عصبی بعد از بازی پرتقال برای این مردم به ارمغان آورد

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/٢٧
تگ ها :