گويي سواري ميرسد

روزهای قبل از حمله آمریکا به عراق را یادتان هست؟ غوغای لیبرالیسم و دمکراسی خواهی آمريکايي چه ميکرد در ايران!. يادتان هست کمتر از چند ماه ديگر حتي بي حياترين ها هم جرات ابراز اين خواسته شومشان را نداشتند. سيطره رسانه اي و حرکت تبليغي آنها چه چهره زيبایي ساخته بود از آنها. چهره دژخيمشان  را مثل مهربان ترين مادر گريم کرده بودند. ترسيده بوديم. اما همه بافته هاشان با اشتباه خودشان يک شبه بر باد رفت. مستانه از پايان تاريخ و آخرين مسير دم ميزدند. و دروغ بودن ادعاها و دمکراسی خواهی و نگرانی شان را برای حقوق بشر خودشان با اشتباهاتشان بر ملا کردند. زحمتي که بعيد بود ما بتوانيم از پس آن بر بياييم.

مدعي بهترين راه حل براي جامعه بشري نيستيم اما مدعي حرکت در ابتداي مسير آخر و تنها راه هستيم و ایمان داریم که او خواهد آمد تا آخرين راه دقيق ترسيم کند.

چقدر ترحم بر انگيزند اين جماعت. بدشان نمي آيد بگويند مقصر اين فجايع حزب الله است. عمروعاص را يادتان مي آيد در صفين. ميگفت مقصر علي است که عمار را به ميدان جنگ آورده.

دلمان و دلشان گرم است به رهبری پير قوم وعنايات او که خواهد آمد.

نقل است که پرچم يمني به حق نزديک تراست از پرچم خراساني. رو به مکه که بايستي اين پرچم ميشود پرچم يمين لشکر. شايد در اصل پرچم يمين بوده؟

گردي به پا شد در افق               گویی سواری میرسد

***

يک علامت تعجب بزرگ می ماند بر صداقت آنها که به سيد حسن مي بالند اما به آنکه سيد حسن به او ميبالد مي تازند.

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٥/۸
تگ ها :