ان فی قتل الحسين حراره...

حمید سوالی پرسیده با ادبیات خاص خودش. هرکدوم از ما با مقدمه سوال میتونیم موافق باشیم یا آن را جزء ادبیات حمید بدونیم با حتی مزخرف بدونیم، مهم نیست. اما با سوالش هر کدوم به نوعی درگیر بوده ایم.

حمید اون شکلی مقدمه چینی کرده و از تقابل یک رفتار عقلانی و غیر عقلانی حرف زده، من و شما یک جور دیگه شاید مقدمه چینی میکنیم. اما همچنان با این سوال درگیر بودیم که چه کرده امام حسین و چیست در عاشورا که علیرغم همه تلاشی که میکنیم‌ ( واقعا خیلی وقت ها تلاش میکنیم) که به قول من عقب تر بایستیم یا به قول حمید رفتارمون را بر اساس عقل حسابگر تنظیم کنیم باز زیر چشمی نگاه التماس آمیز داریم که محرمش را از ما نگیره.

مطمئنم که اون طوری که حسن میگه فقط به خاطر تربیت اجتماعی نیست. ما درک میکنیم این وجود را حتی خیلی وقتها مفهوم تر از خدا. و با کلاس ها که دیگه میگن خدا را هم از برکت این وجود میشناسیم.

به سبک کتابهای دینی دبیرستان به این دلیل نیست که حسین حقانیت مطلق هست و عاشورا آیینه تمام نمای حریت و آزادگی. آدم ها هر چه هم که جفتک پرانی کنند باز در مقابل حق و حریت یک حس خضوع و احترام دارند حتی اگر چون معاویه شدند و حاضر به گردن کشی در برابر حق شدند؟

رمز این ماندگاری و این نفوذ در قلوب چیه؟ چرا نه فقط ما که هرکسی که با این فرهنگ برخوردی داشته این طور به خضوع آمده. نمونه اش هم این همه بزرگان غرب و شرق که در وصف حرکت امام حسین سخن گفتند

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/٢
تگ ها :