عجب گیری کردیم از دست این تنگ نظری ها.

عجب گیری کردیم از این تفکر تا عمق استخوان ماکیاولی.

عجب گیری کردیم از دست خرما خورده های منع رطب کن.

اين چه تفکري است که هرکس دقيقا مثل ما نيست پس بر ماست

روزی که به دوست قهر کرده ی دلگير از هجوم مخالفان گفتم حقت هست چون ميخواهي مثل بقيه نباشي دوستي که مکالمه ما را مي شنيد گفت منظورت اين است که حق خودت هست چون نمي خواهي مثل بقيه باشي.

آن مرحوم به من گفت: من چه کاري به بقيه دارم. من اينطوري هستم تلاشي هم نمي کنم  مثل کسي نباشم. من هم به شنونده مکالمه مان  يک چنين جمله اي گفتم.

مي شود دائما فحش داد و مثل آدم هاي غرغرو نشت و گله کرد. مي شود عملگرايانه تر عمل کرد و در مقابل حادثه رخ داده بهترين گزينه ممکن را دنبال کرد. دوستاني که فکر مي کنند با فحش دادن و نفرين کردن کاري پيش خواهند برد ادامه بدهند با تمام وجود.

در دولت اصلاحات از بالا رفتن بچه هايي مثل مجيد و کاوه دفاع مي کردم و در دولت کريمه!!!! هم از بالا رفتن آدم هايي مثل مهرداد. هيچوقت هم از بيان اين دفاع هايم فرار نکردم. فکر ميکردم آنهایی که من می پسندم میدانی ندارند برای بالا رفتن اما هرچه باشد اینها بر خيلي از بالاروندگاني که من ميشناسم خيلي شرف دارند.

عمر کم ما اين را به ما فهماند که هرکسي از پلکان قدرت بالا رفت اول به سهم خودش نگاه کرد. حداقل اينها کنار سهمي که براي خود ميخواهند خروجي هم توليد خواهند کرد. حداقل در دنباي نسبي نسبت خروجي اينها بيشتر خواهد بود از خيلي هاي ديگر.

راه ديگري هم هست که بعضي دوستان عادت کرده اند به آن. به آن دولتي ها تيکه بيندازند که تو معدلت چقدر از من پايين تر بوده و به اين یکی هافحش بدهند که تو چقدر فلاني. اگر از این تیکه ها و فحش ها چیزی در آمد مال خودشان.

 ميشود نقادي کرد، داد زد و  اين نقادي و داد، بيشتر با هدف ياد دادن به اينها باشد. به هرحال ۴ سالشان بايد تمام شود. کاري هم نمي شود کرد.

برادر اينها اگر آثار حسادت نباشد قطعا آثار دلسوزي براي اين مملکت در آن نيست. يک مقدار واقعي تر نگاه کنيم 

  
نویسنده : عباس عسکری ساری ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٥
تگ ها :