برای اینکه یادمان نرود

فشار زیاد جمعیت  از زیر جنازه مصطفی بیرونم کرد. نشد با مصطفی تا کنار قبر برم. تکیه دادم به دیوار امامزاده علی اکبر و از دور رفتن مصطفی عزیز نظاره گر شدم و چشم گریان رفقا را رصد کردم که بعضی از رشکی که به مصطفی میبردند گریه میکردند و برخی از هجرانی که به چشم خود میدیدند.
ناخودآگاه چشمم به خانه های اطراف امامزاده علی اکبر افتاد که فاصله اشان با مزار مصطفی کمتر از فاصله مزار مصطفی تا قبه امامزاده شده بود.
ذهنم رفت به گذشته های نه چندان دور. گذشته ای که خباثت طینت برخی بیرون ریخته بود و هیچ حیایی نمانده بود. راستی که چه کردند با دل خانواده های شهدا.   با دل پدران و مادرانی که بیست و اندی سال به انتظار برگشت فرزند نشسته بودند چه کردند وقتی که با رذالت و خباثت بی حدشان گفتند که به لحاظ بهداشتی دفن پیکر مطهر شهدای گمنام در داخل شهر مضر است. همینطور ناخودآگاه مرور می شد داستانهایی که گذراندیم. آنروزها مصطفی هم گلوله خشم بود وقتی میدید بی حیایی مستان قدرت را. بعضی مواقع بد نیست مرور کنیم خاطراتمان را تا یادمان نرود دعوای دیروزمان بر سر چه بود.

* * *

بعد از  تشییع پر شور مصطفی، تلقین خواندند، نوحه خواندند و خاک سرد بین ما و بدن مصطفی فاصله انداخت. آرام آرام جمعیت پراکنده شد و فرصتی دست داد تا دوستان بر خاک مصطفی بوسه زنند. نزدیک رفتیم تا در جوار مصطفی به ارباب بی کفن سلام کنیم و زیارت عاشورا بخوانیم.  اولین چیزی که به چشم من آمد دوباره داغ هوچیگری و خیانتی دیگر از جماعتی سبک مغز را تازه کرد. روزهایی که متوهمین دروغگو در هر جنایت آشکار خارجی هم با پروپاگاندا اتهامی برای نظام مقدس میساختند و صاحب عزا را متهم حادثه میکردند و روح جوان آزرده از حوادث سال هشتاد و هشت نیز با شک و تردید به صاحب عزا نگاه میکرد.
مصطفی دیوار به دیوار شهید علی محمدی آرام گرفت. یادتان هست که آنروزها این جماعت متوهم چه جنجالی راه انداخت.
هزینه هوشیار شدن، برخی وقتها خیلی زیاد است. یک وقتی با یک مشت آب می شود طرف خواب آلوده را هوشیار کرد. گاهی هزینه بیدار شدن جامعه خونهای پاکی است که باید بر زمین ریخته شود. این ماجرا از عاشورای 61 شروع شده و تا ظهور منتقم ادامه دارد.
بی شک خونهای پاکی مثل شهیدان علی محمدی، شهریاری و مصطفای عزیز مایه حیات و بالندگی بیشتر جامعه ما خواهد شد.


/ 21 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوده ط

با سلام عجالتا اگر ایشان لندن بوده اند هم من پوزش می طلبم! یکی نوشته بود لندن چی میدن حسن آقا تند و تند تشریف می برند!؟

یک شریفی قدیمی

مالک اونجا همه بچه‌هایی بودند که تو شریف درس خوندن و اونجا رو دوست داشتند و قبلش می‌امدند اونجا... مالکیتی که من می‌گم به سند و قانون نیست... واقعا اگر اون دفن کردن شهدا می‌موند برای بعد از عید و برای وقتی که اکثریت دانشجوها موافقت می‌کردند چه اتفاقی می‌افتاد؟ باخته بودین؟ بازی برد و باخت بود که مثلا اگر اونروز نمی‌شد ابروی بسیج از بین می‌رفت؟ که نتونسته بود برابر چند تا (؟) بچه سوسول انجمنی بایسته؟ بحث به کرسی نشوندن حرف بود و بیشتر بودن زور؟

خانم دکتر می گم این جا وبلاگ نا -آرامه می خواین یه دعوت بکنین بیایم سایرن گیس و گیس کشی ؟[نیشخند] جسارتا عرضم به حضور مبارکتون که مگه کم هستند حضرات ایدئولوگ و مسئولین که یه مناصب مختصری هم در قوه ی مقننه داشتن ؟اون طرف جوب (ببین می گم ایدئولوگ اولا از قول خودم نمی گم ثانیا ایدئولوگ با بیت مرحوم امام توفیر داره از قم تاجماران !‌) که لندن تشریف می برن ؟ فکر کنم سید حسن خمینی هم احتمالا تو تعطیلات می رن ببینن مغازه های لندن چی حراج گذاشته . می گم عجالتا به همون سنت حسنه ی قبل به هاشمی گیر بدی موضوعیتش معقول تره ها !دونه ش هم درشت تره !(ما هم حس کلمون بیشتر می آد ) به نا _آرام : با این قیاس ها راه به ترکستان است ! ( اتفاقا این یکی رو خوب اومدین راستی جرم اون طرف قریش "فتنه" تو امت پیامبر نبود ؟(اینم در باب دعوای قریش با قریش ):دی )

یک شریفی قدیمی دیگه

سلام کار خوبی کردی عباس جان رفتی سر قبر روشن. میدونم تهران بودی. تا حالا سر قبر شهدای کهریزک رفتی یا از نظر تو و خیلی از هواننده ها اونها فقط چنتا مرده معمولی هستند؟ من شخصا برای اونها کمتر از روشن ناراحت نیستم بلکه بیشتر هم تاسف میخورم. اگر برای کندن خلخال از زن یهودی باید مرد، پس برای کهریزک رهبر عزیز آقای خامنه ای چه باید بکند؟ میدونی چرا مردم دیگه حوصله عزاداری برای "روشن" ها را ندارند؟ چون میبینند بعد ترور ایشون همه جا پرچم و پلاکارت و اسم میشه اما هنوز وضع شهدای کهریزک به جایی نرسیده. یادته روزی که تو همین دانشگاه یک نفر فرزند شهید در بهبوهه اومدن سید محمد خاتمی به حسینیان که نماینده ریشهری بود گفت"شما راستی ها چه کردید که ما فرزندان شهدا جرات نمیکنیم سر بلند کنیم و همه میگند چه خوب شد صدهاهزار راستی توی جنگ شرشون کم شد که ملت کمتر بیچاره بشند؟ " اون حرف را کسایی که سنگشون را به سینه میزنی هیچ وقت نشنیدند و نمیشنوند. چشم هاتا باز کن مربی. از اول انقلاب چقدر ریزش داشتیم؟ همین قدر ادامه بدیم، 20 سال دیکه با وجود اقایان احمدی نژاد و خاتمی و جنتی و رهبر محترم دیگه کسی برای دفاع از اسلام

هم گروه مدیریت دانش

سلام حاج عباس خواستم به عنوان یک شریفی جواب یک شریفی قدیمی رو بدم. گفتم کسی که هنوز هم از حرفای اون روز اون جماعتو تکرار میکنه؛ احتمالا نظرش قابل تغییر نیست. آخه دیگه چی بگم.... از بدترین روز زندگیم خیلی حرف رو دلم مونده و خیلی گله و خیلی افسوس.... دیدار ما با شریفیهای قدیمی به قیامت. ان شاءالله صاحبان اصلی دانشگاه یعنی 3لاله گمنام شریف شفاعتمون کنن دلم پره از 22 اسفند 84 خیلی [گل]

حاج آقا

یادمان رفته و یادمان هم رفته خواهد ماند که قرار است روزی از ما بپرسند چرا نتونستی به حق برسی، نه این که چرا نتونستی ثابت کنی چیزی که بهش معتقدی حقه. برادر رضا گیر اینجاست که ما دلمون میخواد ثابت کنیم داریم حق میگیم، نه این که برسیم به این که واقعا حقه یا نه!

من یک مسافرم

لعنت خدا و معصومین بر کسانی که برخی مردم را در جهل فرو بردند تا آن قائله را به پا کنند

یاس حسینیه

سلام، باز متنو خوندم و بازم دلم گرفت... این بار بیشتر ، چون مظلومیت شهدا را چندیست درک کردم.