سین؟ کی؟ یانگ؟

"از بازی های مضحک روزگار است که یک روز عده ای در اوج کشتار غزه، بر طبل بی تفاوتی به فلسطین می کوبند و تو مجبور می شوی، چرا فلسطین را بنویسی و امروز روز تو را محاکمه می کنند که چرا از مسلمانان چین حمایت نمی کنیم؟"

 

از آفات انتخابات اخیر نهادینه کردن پرده درانه دروغ و تزویر در فضای جامعه و مخصوصا روشنفکری است. کسانی که حتی تحمل شنیدن نام امام را نداشتند یک شبه نگران راه امام و میراث امام شدند. کسانی که تا دیروز انواع فحش ها را نثار حکومت و انقلاب به خاطر دفاع از مظلومین فلسطین و بوسنی و عراق و ... میکردند به ناگاه اشک تمساح برای مسلمانان چین ریختند و البته همزمان قتل فجیع یک زن مسلمان را در دادگاه آلمان را فقط به جرم محجبه بودن توجیه کردند و موضوعی بی اهمیت دانستند و نگران های  آزادی اطلاعات حتی ککشان هم نگزید وقتی عکس های این فاجعه از گوگل و یاهو حذف شد و ... . عجیب تر اینکه اینها مخالفانشان را به تناقض متهم میکنند.

شیفتگی و وادادگی جریان روشنفکری لیبرال در مقابل تمدن غرب چیز جدیدی نیست. سکوت مرگبار و عجیب آنها را بارها مشاهده کرده ایم. در جنگ غزه، در جنگ 33 روزه لبنان، در توحش آمریکا در عراق ....

اما تعجب از برخی دوستان است که یک دفعه نگران اسراییل جدید  شدند. دوستی که وقتی ما به سکوت دولت وقت در مقابل وقایع چچن اعتراض می کردیم معتقد بودند که حتی دفاع امام از خالد اسلامبولی هم اشتباه بوده است چرا که آنها عقاید سلفی دارند. معتقد بود چچن ریشه طالبانی دارد و نباید دولت ما در آن دخالت میکرد. امروز آنهایی که در مقابل اعتراض ما به سکوت وبلاگیشان در جریان غزه ناراحت شده بودند یک شبه نگران اسرائیل جدید و ظلم به مسلمانان شدند. قسم حضرت عباس و دم خروس در  جامعه بیداد میکند

روزهای پر از غباری است. مدعیان صداقت با دروغگویی به دنبال صداقت میگردند. مخالفان استفاده ابزاری از دین با استفاده ابزاری از دین دنبال رسیدن به اهداف هستند.

فضای جامعه آلوده است. با دروغ و فریب و نیرنگ و عدم صداقت. پر هست از کلمات حقی که اراده باطل از آن میشود. پر است از حق هایی که با باطل آمیخته شده.

زمانه زمانه فتنه هست.

در باره ایغورها و چین این جا هم چیز های خوبی پیدا میشود.

"مظلومیت مسلمانان سین کیانگ و موج‌سواری ایالات متحده" مطلب جالبی است. بچه های الف تو این یکی دو ماه دست مریزاد دارند.

***

پی نوشت:

به علت عدم رعایت حدود اخلاقی توسط برخی  از مراجعین و کامنت های بی ربط تا اطلاع ثانوی کامنت ها با تایید درج خواهد شد و فقط کامنت هایی که دارای هویت مشخص و یا شناخته شده برای اینجانب باشد منتشر خواهد شد

/ 42 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شوپه-1

1. به قول شیخ میتی: «خوشم آمد از زکاوتت». (یا «ذکاوتت»؟) خوب شد ما نوشتیم و تصریح کردیم که: « یگانه خواهش من از شما، پاسخ صریح و ساده به همین سوال شفاف و مشخص است.». حتی داد زدیم که: «الباقی کامنت رو نخوندین، نخوندین.». و باز شما جواب ندادین. (عباس آقا! به این کار شما می گن «طفره رفتن»، نه به جواب رئیس جمهور. که اگه توضیح بخواین، «از این چیزها زیاد می سازند» یعنی «این» هم یکی از «همان چیزها»یی است که «زیاد می سازند». و «چیزی که می سازند» یعنی «ساختگی»، نه واقعی. جدن این ها رو متوجه نمی شید و باید براتون توضیح داد یا این که...؟)

شوپه-2

2. خدا! خدا! من این همه گلومونو پاره کردیم و چند صد (یا هزار کلمه) براتون نوشتیم که شما در جواب بفرمایید: «شدیدترین حملات واعتراضات به مشائی و دیگر سوتی ها محمود از داخل اردوگاه اصولگرایی بود. اما یک مورد از این دست اعتراضات را از داخل جبهه اصلاحات در دوره حاکمیت آنها مثال بزنید.»؟ من بد می گم یا شما بد متوجه می شید؟ یا خدای نکرده خودتون رو به متوجه نشدن می زنید؟ من که تصریح کردم ما دغدغه ی دفاع از ارزش ها رو نداریم و هر طور منفعت و هزینه – فایده کردن دنیوی مون اقتضا کنه عمل می کنیم. باز دیگه چرا ازمون سوال می کنین که از داخل جبهه ی اصلاحات مثال بزنیم؟ این شمایین که چنین ادعاهایی دارین و طبعن باید بر مبناش هم از عمل کردتون دفاع کنین.

شوپه-3

3. تکرار می کنم: ما که گوشت و خون و لحظه ی لحظه ی زندگی مون با روشن فکری لیبرال آمیخته شده برای حرف زدن درمورد این که «چی می خواد بگه» اصلح و اولی ایم در قیاس با شما که زندگی تون سنخیتی باهاش نداره. تکرار می کنم: « غرب مدینه فاضله هست و جنایت هایش هم اشتباه سهوی»، حرف روشن فکران لیبرال نیست، حرف دکتر رحیم پور ازغدیه. یه کمی انصاف بد چیزی نیست به خدا. دوستان شما به ما اجازه ی حرف زدن در مورد فقه و اسلام و قرآن و ... نمی دن و می گن «صحبت در این مورد مختص متخصصین امر است.» اجازه بدین ما هم در مورد روشن فکری لیبرال این حق رو برای خودمون قائل باشیم.

شوپه-4

4. بحث من در آمد داشتن دروغ های دکتر نبود و نیست. به صراحت گفتم که اصلن علاقه ای ندارم وارد بحث هاله و این طور گل واژه ها شم. در مورد دروغ گو بودن یا نبودن میر حسین و نیز دروغ گو تر بودنش در قیاس با احمدی هم حرفی ندارم. فقط واقعن برام سوال بود که تطهیر استاد این قدر براتون ارزش داره که شخصا حاضر بشین به خاطرش دروغ بگین؟ (توضیح تفاوت «طفره رفتن» و «انکار کردن» رو بالاتر عرض کردم.) و راستش هنوزم برام سواله. 5. ما هم چنان منتظر جواب ساده و دقیق و صریح و بی ابهام شما به سوال مطرح شده ی خودمون هستیم. و راستش، به نظرمون اگه به اون پیشنهاد ما برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز اعتراضی جلوی سفارت چین اندکی فکر کنین به جایی بر نمی خوره والا.

نیلوفر

سلام . به این جوابی که به کامنت اخری شویه دادین معتقدیم .اعتراف میکنم که بی منطق یافته بودمتان اما حالا .. البته چه ارزشی داره یافتن من ؟ . ولی خب امیدوار شدم بنا به دلیلی خودم . موفق باشید [لبخند]

ج

"من هم به عکس العمل جدی در مقابل چین اعتقاد دارم اتفاقا کم هزینه ترینش تجمع بود. معتقدم دیپلماسی ایران باید بسیار فعال تر عمل میکرد. و فقط به بیانیه و تجمع هم اکتفا نمیکردیم. اما حیف که کل دستگاه دیپلماسی فعلا گیج چرت و پرت است" مگه این تجمعاتی که تا الان برگزار می کردین خود جوش نبود؟ شما به وظیفتون چرا عمل نکردین؟

شوپه

«ما به خیلی از وظایفمون تا حالا عمل نکردیم. این هم یکیش. هنوز در مقابل مشائی عکس العمل مناسب را نشان ندادیم...» به نظرم نه تنها شما، که رهبری هم مقابل مشائی عکس العمل مناسب نشان ندادن: « انتصاب جناب آقاي اسفنديار رحيم مشايي به معاونت رئيس جمهور برخلاف مصلحت جنابعالي و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگي ميان علاقه مندان به شماست.» حالا البته می‌شد در مقابل این جریان هم مثل خیلی اتفاقات دیگه سکوت کرد و به جایی برنمی‌خورد، اما وقتی اراده‌ی مبارک بر صدور پیام قرار گرفته... واقعن مشکل انتصاب مشائی در حد چیزهایی مثل «مصلحت» جنابعالی و «اختلاف» میان علاقه‌مندان شماست؟ والا ما تا حالا فکر می‌کردیم مشکل برای شما و دوستان شما، خیلی ریشه‌ای تر و جدی‌تر از این حرف‌ها باشه. انصاف بدیم، واقعن اگه این اتفاق زمان امام می‌افتاد اون مرحوم با چه لحن و ادبیاتی پیام می‌دادن و چه چیزهایی رو نشونه می‌گرفتن؟

شوپه

یاد حکایتی از کتاب فارسی ابتدایی افتادم:‌ "شیر تو جنگل دوره افتاده بود و از حیوانات می‌پرسید قوی‌ترین حیوون جنگل کیه، و جواب می‌شنید: "البته شما." تا این‌که به فیل رسید. حضرت فیل بعد شنیدن این حرف نعره‌ای کشید، روی دو پا بلند شد، خرطومش رو دور شیر حلقه کرد، از زمین بلندش کرد و کوبیدش زمین. بعد چند دقیقه که گرد و خاک فرو نشست و شیر به حالت عادیش برگشت، نالان و خسته و آروم گفت:‌ "برادر از تو یک سوال پرسیدم. اگر جوابش را نمی‌دانی بگو. چرا اوقاتت تلخ می‌شود؟" به خدا ما هم فقط یک (یا چند) سوال پرسیدیم!

شوپه

ضمنن من "نفرمودم"‌هر کدوم در مورد چیزهایی که به خودمون مربوطه حرف بزنیم. عرض کردم دوستان شما "می‌فرمان" که ما در مورد مسائلی که ازش چیزی نمی‌فهمیم حرف نزنیم‌. با این منطق شما هم اجازه بدید خودمون رو برای اظهار نظر در مورد چیزهایی که بیش از شما باهاش سر و کار داریم و باهاش آشناییم، "اصلح" و "اولا"ی از شما بدونیم. بنده غلط بکنم حق اظهار نظر رو از شما سلب کنم

شوپه

جل الخالق! عرض بنده در کامنت کذا، حرف پیچیده‌ای نبود. شما واقعن متوجه نشدید یا نخواستید که متوجه بشید؟ اگر اولیه بفرمایید توضیح بیش تر بدم و اگر دومیه که...