غربت غريب

دوشنبه گذشته برای ما در دانشگاه شريف روز خوبی نبود. نه، بهتر است بگوييم روز دردناکی بود برای ما. روزی که بايد به خاطر عظمت ميهمان روز وحدت می شد به بزرگی جهالت ما روز تفرقه شد. آدمی زاد بايد بعضی چيزها را تجربه کند تا بتواند فهمی هرچند کوچک از برخی مفاهيم بدست آورد. اينکه چقدر درد بايد سنگين شود تا يک مرد در هزار و سيصد و اندی سال پيش فرياد بر آرود که اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد. ذره ای از آن درد را دوشنبه فهميدم.

دوستان زيادی در اين چند روز نوشتند و بافتند و بر کرسی از کاکتوس نشستند و شعر کفتند. ناديده تحليل کردند (که البته روششان است. فکر ميکنند فصاحت کلام حقانيت سخن هم برايشان می آورد. فکر ميکنند اگر فحششان را آبکشيده و با ادبياتی وزين بدهند ديگر نبايد فحاش خطابشان کرد). و البته جمعی سوختند، زخم خوردند، مثل شمع يک روزه آب شدند و بر جهالت دوستان و خباثت معاندان و سادگی جوانان پاک دانشگاه و برهوت عقلانيت در دانشگاه گريه کردند.

 در پاسخ چند نفری که سوال کردند من در باره آن روز چه ميگويم بخشی از حرفهای من همان حرف دوستان هيات است اينجا ببينيد. بيشتر خواهم نوشت در اين بار  

/ 6 نظر / 12 بازدید
رضا

واقعا كه عجب دردي است سروكار داشتن با دوستان جاهل و دشمنان بي‌حيا ...

همسايه!

رضا و عباس عزيز! لطفا ادای آدم‌های استخوان در گلو و خار در چشم رو در نياريد. بچه‌هاي هيات الزهراء و خود شما دوستان هم کم توی اين ماجرا مقصر نبوديد. حيف كه شرايط حرف زدن فراهم نيست. ولي خدا وكيلي اين‌قدر از خود راضي نباشيد.

قریب

حالا که دارین به سوالا جواب میدین لطفا به این سوال هم جواب بدین که چقدر اخبار شریف نیوز درسته؟ آخع خیلی تفاوت بین شریف نبوز و جاهای دیگه هست.

A Sharif Student

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت، این عو عو سگان شما نیز بگذرد! مادر شما و همه همفکرانتان را گاییدم! یک روزی در این دیار همه شما بسیجی های کثیف را از تخم دار خواهند زد! آن روز را خواهم دید.

بیتاب

علی جان کجایی...دیگر مگرحرمتی مانده است...همه چی رابوسیدیم وگذاشتیم کنار مانده بودید شما ... http://a3o.blogfa.com/

سوده

عزیزا مردی از نامرد نایو ... فرو ناید سر مردان به نامرد