مطرب نوايی خوش بزن

ديروز و ديشب روز و شب خوبی بود. جزء آرزوهای من.

چقدر ديدن شادی در چهره همه مردم لذت دارد. بيش از هر لذت ديگري.
عصر رفتيم ميدان وليعصر. نصيمی ها و تحريمی ها را شنيده بودم اما نديدم. اما كل كل هاشمی ها با اون سازماندهی و احمدی ها با اون هياتی كاريشون جالب بود.

بيش از محتوای مباحث اصل اتفاق برای من شعف انگيز بود. با هم حرف ميزدند و بحث ميكردند اما نه فحشی بود نه مرگي. طرفداران هردو طيف همه تيپی بودند. البته با نسبت های كاملا متفاوت.

لاريجانی اين هفته ثمرات اين هشت سال خاتمی را دو چيز دانسته بود. فناوری هسته ای و دكتر احمدی نژاد. بی انصافی است. ترويج فرهنگ گفتگو و جرات گفتند اعتراضات اصلی ترين ثمرات اين هشت سال است.

جامعه چقدر از اين سياه و سفيد ديدن دارد دور ميشود و همين دور شدن همه اين تخريبها را بی ثمر كرده است.

ديشب هم پارك ملت و ونك. طرفداران هردو نامزد با تمام توان آمده بودند. با تيپ های مختلف با نسبت نزديكتر. كف ميزدند، شعار ميدادند ، تيكه می انداختند، اما بازهم نه فحشی و نه مرگي. حداكثر اين بود

اون طرفی ها: ما دكتر الكی نميخواهيم. هاشمی ۲۰۰۵

اين طرفی ها: شاه پشمكی نميخواهيم. دزدگير ۲۰۰۵ با هشت سال ضمانت.

چند تا تراكت كاغذی دست نويس شاه رفت و طالبان ايست هم بود كه با لبخند به هم نشان ميدادند. هردو طرف هم از طرف طرفداران توبيخ ميشدند كه اين كارا را نكنيد.
مثل عصرسازماندهی نداشت. مردميتر بود و سالمتر.
از هم نميترسيدند. يك رقابت نفس گير بود. بروشور و پوسترها همه اثباتی بود. و بويی از جنگ مرگ و زندگی نميداد.

يك نشاط عمومی و فراگير.  

آهای روشنفكران خودتان را به جامعه برسانيد. سر از لاك خلوت ابلهانه خودتون در بياريد. بعدا دوباره نتايج اين انتخابات را با اون تصور های دور از مردم تحليل نكنيد. آهای اين طرفی ها، اونطرفی ها.

بگذريم. اين را هم زير سبيلی رد كنيد. ما هم كم كم دارد از اين رقص ها خوشمان می آيد03.gif09.gif. پس:

مطرب نوايی ساز كن

راستی از همه جالب تر « عزيز دل من خيابون را نبند» های نيروی انتظامی بود

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
به من بگوييد:

از شما مي پرسم: چه كساني از ايجاد يك دولت مردمي بيمناكند؟ آيا مافياي قدرت در آستانه فرو پاشي است كه اينگونه به تكاپو افتاده!؟ چگونه همه كانونهاي قدرت، كه تا ديروز به هم چنگ و دندان نشان مي دادند، يك شبه با هم دوست و برادر مي شوند؟! آيا كساني كه امروز ديگر حرفي براي گفتن ندارند، فقط با تخريب رقيب و ترساندن مردم مي خواهند قدرت را با چنگ و دندان نگه داشته و ميان خودشان تقسيم كنند؟ بي شرمي تا كجا! تا ديروز شبنامه، امروز علنا پخش پوستر و روزنامه و نصب پلاكارد! چرا دولت جلوي اين تخريبها نمي ايستد؟! اختناق و وحشت!؟ افكار متحجر؟!چرا مي خواهند ترس را به مردم القاء كنند؟!به من بگوييد: هزينه هاي ميلياردي تبليغات از كجا تأمين مي شود؟! كسانيكه اين هزينه ها را كرده اند، فردا چگونه مطالبه مي كنند؟! آيا هزينه براي پيروزي كانديدشان يك سرمايه گذاري اقتصاديست؟! كدام را باور كنيم؟! آنكه مي بينيم يا آنكه صاحبان قدرت مي خواهند در سرمان فرو كنند!؟ مسأله چيست؟! ماندن يا نماندن استيلاي خانوادگي بر صنعت نفت!؟<نگذاريد ترس را به شما القا كنند>انتخاب با شماست! دولت مردمي يا...>آگاهانه و آزادانه رأي دهيد. (اين را براي ديگران ارسال كنيد.)

fateme

سلام اين جا لذت می برم و تو پارک ومترو شمش در دانشگاه نه ! که شده محل حرف های بی اساس و افاضات تندرو .

beheshti

سلام عباس آقا. چه خبرها؟ کم پیدایی...

کاوه

سلام عباس بابام جان کشتی خودتو. مبارک باشه. وقت کردی آدرس وب لاگ منو هم تغيير بده.

saeed

و عشق، صدای خرد شدن برگهایی خشک است در زیر پاهای خسته رهگذری که می‌داند نمی‌رسد اما هم‌چنان می‌رود کتاب "ترانه های وبلاگی" منشر شد