با مدعی نگویید اسرار..

دوست شفیق تعریف می کرد که:

در جلسه مسئولین استانی اعضای جلسه پیشنهاد کردند یک قربانی بدهند که سفربی خطر بگذرد. شروع کردند از یک طرف هر کس مقداری پول گذاشت تا قربانی از جیب دوستان داده شود.

در همین اثنا آبدارچی وارد جلسه شد. بچه ها گیر دادند که حاجی تو چقدر میدی برای. پیرمرد با تعجب سوال کرد برای چی؟

-  قربانی برای آقا.

- من پول نمیدم!!!!

 

 

 

 جون میدهم

/ 9 نظر / 31 بازدید
پشه

داد آخر؟ جونو میگم

سوده ط

مردان خدا پرده ی پندار دریدند / یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند

جواد رف

گذشته از جنبه های عرفانی طرف اصفهانی نبوده؟ من بودم می گفتم حالا نقد رو بده نسیه باشه برا بعد.

Enkratic

الحمدلله ..

علی امرالهی

زر بباید که نثار قدم دوست کنی جان متاعی است که هر بی سر و پایی دارد

ق

نظر جواد به نظر اینجانب نزدیک تر است. طرف خیلی دیگه زرنگ بوده.

ابوذ

دوره زمونه ای ست که ادعای "جون دادن" کردن در مورد یه چیزایی تو این مملکت نون داره، و حاشیة امنیت. البته این دوره داره تموم میشه. دکتر زمین بازی رو بالکل داره عوض میکنه.

اسکالپل

سلام حاجی عرضه می‌خواهد زدن این حرف. ما گمان می‌کنیم که پشتیبان ولایت فقیه ما هستیم با این قلممان. والله قسم دفاع و پشتیبانی از ولایت فقیه جز به تقدیم جان نیست.

سمین

مثل اینکه اینا با مدعی گفتند ...