اول اینکه گفتگوی ویژه خبری دیشب شبکه دو با حضور دکتر پیروز مجتهدزاده و دکتر امینیان گفتگوی جالبی بود. پیشنهاد میکنم اونایی که در تحلیل تحولات مخصوصا معادلات بین المللی می توانند بیشتر از یک مجهول را تشکیل بدهند و مسائل سیاسی را مثل مسائل مکانیکی نمیبینند که بشود عکس العمل هر عملی را پیش بینی کرد حتما ببینند. به نظر می آید عراق بن بست بدی است برای آمریکا و ما باید حد اکثر استفادمون را بکنیم. (بعیده با اینترنت دایال آپ بشه دید)

دوم: دوستانی مثل ابوذ یا قاف و در چند کلاس بالاتر جواد و کورش برای آدم مغتنم هستند. چرا که اولا ملاحظه آدم را نمیکنند و این باعث میشه به راحتی به چالش کشیده شوی و میشناسی شان و میتوانی منظورشان را از پس جملات گاه مبهم درک کنی و چیز یاد بگیری. آدم های بی شخصیتی که حتی جرات نوشتن اسمشان را هم ندارند و مثلا سعی میکنند با فحشی شاید عقده خود را خالی کنند یا مثلا به زعم خودشان تحقیرت کنند نمیدانی با آنها چه کنی. مجبوری به سکوت بگذرانی که در شانشان است اما گاه ممکن است برای بعضی شائبه بی جوابی ایجاد شود.
سوم: بحث دیروز من و تشکیل معادلات چند مجهولی ظاهرا برداشت های اشتباهی داشته که مثنوی 10 من میخواد که از حوصله وبلاگی خارج است. ولی تلاش میکنم اشاره ای بکنم.
 از زمانی که در دانشگاه مسئولیتی داشتم به برداشت های متفاوت و غالبا متناقض از رهنمودها و اندیشه های رهبری و امام با جریان های تندرو و سطحی نگر مدعی پیروی از امام و رهبری شهره بودم و عملکردم هم بر اساس برداشت خودم بود و همان برداشت ها و عملکردها هم پرونده های خوبی برای من و روحانی وارسته ای که رییسم  بود درست کرد. پرونده هایی که حکایت از عوامل گسترش لیبرالیسم!!! و تهاجم فرهنگی!! و این جفنگیات بودن ما بود. گاها سالها طول کشید تا برخی از مخالفین سرسخت ما فهمیدند که برداشت ما واقعی تر و درست تر بود و خیلی هاشان هنوز از ما کینه دارند. بر اساس همان شناخت و برداشت هاست که امروز در جواب حضرت ابوذ عرض میکنم که قطعا رهبری با این سرو صداها و شلوغ بازی های عجیب و غریب در برخورد با بد حجابی موافق نیست.
معادلاتی که چیدم اتفاقا خیلی جدی است. برخلاف سرکار خانم سوده به قدرت مطلق بودن حتی برای رهبری هم اعتقادی ندارم. عرصه حکومت عرصه بازی جریانهای بسیار مختلف و گاها متضاد است. حاکم حتی در حکومت های سلطنتی مطلقه هم هر کاری را هر زمان که خواست نمیتواند انجام دهد.  این معنی که اگر نمیتوانی برو! اصلا حرف منطقی نیست. چه به خاتمی بگوییم چه به احمدی و چه حتی رهبری. بودند تندروهای ساده و بسیطی از دو جناح در زمان دولت اصلاحات که خاتمی و رهبری را اینگونه خطاب قرار میدادند.
جناب ابوذ من بر اساس روش و منشی که از سید خراسانیمان میشناسم اینگونه حکم میکنم. اتفاقا معتقدم آنچه طلایی میکرد به خواست رهبری نزدیکتر بود. آنچه که الان میشود بیشتر سر و صدای چند ده برابر اتفاق است. اتفاقا دیروز برای دیدن آنچه در جریان است سر به ولیعصر و ونک زدم هیچ نسبتی با آنچه تبلیغات میشود ندارد.
من به هیچوجه مخالف برخورد با عوامل گسترش و تشویق لاابالی گری نیستم. اتفاقا اعتراضم بر این است که جریان تبلیغی فعلی اگر در توانایی نیروی انتظامی و حتی حکومت بود هم برخورد با آثار بود نه عوامل. جوانکی که فهمی از حجاب ندارد اصراری هم بر ول بودن ندارد، چهار تار موی او هم خللی بر جهان وارد نمیکند. اما زنی که با اصرار و دقت تمام با کمک از مزیت های نیمه پوشیدگی خود (حامدق یکبار اصطلاح قشنگی به کار برده بودیادم نیست)  تمام زشتی های خود را پوشانده و زیبایی ها را به من عرضه میکند یا مرد هرزه ای که مانع حضور آزاد و بی نگرانی ناموس من در جامعه است باید به حکم اخلال در امنیت اجتماعی و ناامن کردن جامعه برای خواهر و برادر من تحت تعقیب قرار گیرد. بحث من این بود که جامعه ای که امروز لفظ بد حجاب بر آن اطلاق میشود چند درصدشان از این قماشند؟ چرا از ظرافت و تیز بینی طلایی استفاده نمیکنید که نه حجره نشینان قم و نه جماعت عقده ای دین فروش و زاهدان ظاهر پرست نتوانند بر شما بتازند و هم وظیفه تان در ایجاد امنیت اجتماعی را به انجام رسانیده باشید و مثل داستان استادیوم مجبور به عقب نشینی و التماس برای آشتی کردن آنها نشوید. ما که به حفظ حرمت بسیاری از این نازنینان اعتقاد راسخ داریم و در مورد نیتشان مطمئنیم و البته میدانیم که تجویزشان اشتباه است.
اما ابنکه چرا رهبری عکس العملی نشان نمیدهند؟ به مقدمات مطلب قبل و این مطلب اضافه کنید مگر قرار است در مورد هر راهکار اجرایی نظر بدهند؟ بر اساس اندیشه های ایشان رهبری حافظ کلیت نظام و انقلاب و محافظت از آرمانهای آن و جلوگیری از انحراف از مسیر انقلاب است و مسئولیت کارامدی حکومت با دولت است. دیده ای در این 20 سال مسئولان قوه ای خود را خرج رهبر و نظام کند.یا بیشترجریاناتی ناتوان دیدیم که ناکارامدی خود را باهزینه کردن ناجوانمردانه از رهبری سعی کردند مخفی کنند و جریانات مقابل سعی کردند ناکارامدی و ناتوانی خود را با بهانه های مخالفت رهبری و سنگ اندازی ایشان مخفی کنند. و رهبری در چهار چوب وظایف خود از تمام دولت ها حمایت کرده. این به هیچ وجه به معنی عصمت و بی اشکال بودن رهبری نیست. اما ما مدعی غیر قابل قیاس بودن اشتباهاتیم. و البته معتقد به الطاف الهی که ربطی به شخص ندارد و مدد رهبری جامعه شیعی در هر زمانی است که  عهد حضرت حق است و اجباری نیست که شما هم به این موضوع اعتقادی داشته باشید. بر اساس تحلیل های معمول بزرگانتان ببینید کسی را بهتر می یابید.

  

/ 61 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوده

چرا اپ ديت نمی کنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پیچک سر به هوا

آمده بودم بابت عرض ادب و خواندن ژست جديد تان که ... . . . علی مددی

ابوذ

و اما بعد یا ابن ابالعباس... با عرض تاخیر! یک نکته‌ی بسیار با ارزش برای من این بود که، جدا از جواب‌هایت، صرف جواب دادنت به همچو منی به نظرم ابسولوتلی به طریق تواضع بود و به صلاح نزدیک. عباس با اون سابقه و دبدبه و کبکبه و سن و اینا... بر محاجه‌ی مایِ یه لا قبایِ لیبرال مسلک حجت آورده بود؛ خوشا! همین برای من خیلی با ارزش بود. تواضع مسلما مهم ترین قدم دیالوگ است و دیالوگ مولفه‌ی یک جامعه‌‌ی سالم! و تواضع مر انسان‌های بزرگ را شایسته تر است. دوم این‌که من بعدا اصلا پشیمون شدم که چرا حرف‌هایی زده بودم که هیچ ارزش عملی نداره و وقت خودم و امت حزب الله و خودت را به یغما برد! که فرض است بر اهل صلاح که چز به فایده‌ ای برای خلق لب به ... . برای من مجادله‌ای که نهایت‌اش اثبات این که ته قلب فلانی فلان چیز هست یا نیست را قیمتی نبود.

ابوذ

در این مدت اینقدر احساسات مذخرف و احساس فرصت سوزی و سرمایه سوزی در مورد دولت و ملت و امت داشتم که غیر از خون دل خوردن اشتهای مجادلات دیگر نمی‌بردم. یاد تخیل نیک خاتمی به خیر که می‌خواست معاند را به مخالف! مخالف را به مخالف قانونی! و سپس این آخری را به موافق تبدیل کند!! جل‌المخلوق که پروژه ی عکس اش را رقیب نگفته به خوبی در حال اجراست.

ابوذ

ای که "خیلی بدت میآید" ، به قول عارف آلمانی "زو زو" آنقدر غرق در معاصی خود هستم که سر بر نمی‌توانم آوردن و نظاره به دیگران کردن. به زبان روان که بنگری و خدایی که رنگ را به صورت کد وارد کرده است در پروغارام خلقت، فرقی میان وضعیتِ ذهنی که به لاک نارنجیِ "طرف" خیره است با ذهنی که به غیر حق مشغول است، نیست. اینقدر مشغول آب و رنگ مباش. به زبان روانشناسی اجتماعی هم اینها معلول اند نه علت جان دل مربا، تو برو خود را باش. یک غیبت از فرد مسلمان برابر است با یکصد بار زنا! بالاک یا بی‌لاک؟

صادق

سلام ... نميدونم اينجا با اينکه اسمش نا ارامه اما من هر وقت ميام ارام میشم با فضاش ....

سوده

درود بر شير مردان و شیر زنانی كه هرگز ننشستند و ايستاده ارميدند.غبار نااميدي بر جبينشان ننشست وعلي گويان دروازه هاي كفر را شكستند.

برهان

سلام جالب بود. میشه دوستان لطف کنند و درباره وبلاگ جدید من نظ ربدن موفق باشید

باقری

با سلام نظر به قلمی که داريد و متنهايی که نوشته ايد لازم ديدم که از شما برای همکاری در وسع تان دعوت نمايم ضمنا در صورت علاقمندی به فراگيری موضوعاتی چون صهيونيسم فلسطين و اسرائيل می توانيد به وبلاگ من مراجعه کنيد با تشکر باقری

عباس يکرنگی

خدمت انور عالی عرض شود اولا شما حلال زاده ايد و حلال خور و آن دوستانی که نوشته ايد هم به همين منوال. و ديگر انکه از ان سيد گرامی گفته ايد آيشان هم همچنين. و اين سخن از آن گفتم که اگر چه در ممکن است در ظاهر اختلافاتی بروز کرده باشد اما جان جان شما يکی است. و اينها صورت قضيه است.