/ 40 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباس

نگفتم تشکيک در حکم امام درست نيست. گفتم من اون با اون حکم مشکل ندارم. شما ميتونی داشته باشي. الان که خيلي هايي که يک روز نون سينه چاکي امام را ميخوردند و پدر ملت را در مياوردند شدند منتقد. شما که جاي خود داري. در ثاني بنده همش حول تفت دادن هاي بي جيره مواجب بود. وگر نه من بحثي بر انکار يا اثبات اون ماجرا هم نکردم. در مورد اين ادعاي شما هم شما داريد ادعاي بي ربط مياريد. اين پانزده ساله ها را برحتي اگر اين فرض موهوم را واقعي بدانيم بر عهده مجريان داغتر از آش هست که اتفاقا خيلي هاشان امروز مدعي شدند!!!. بد نيست اصل حکم را ببينيد.

ق

حضرت عباس: همچين گفته اي ما از فضاي غيرگلخانه اي شما خيري نديدم که گويي خودت براي حتا مدت کمي از گلخانه خارج شده اي و ديدها ي خيري درش نيست! اين ادعا را تو نمي توني بکني چون بيرون گلخانه را نديده اي اصلا و ابدا. اين "برهوت" رو هم خوب اومدي! نشون مي ده تو گلخانه حتا در مورد فضاي بيرون گلخانه هم خوب کار کرده اند. که بيرون آن را برهوت جا انداخته اند.

قانع

وقتی عرقی که می خوری خیلی تند و تلخ باشه مجبوری مزه تو پر و پیمون تر ورداری که طعم زهرمار عرقه زیاد تو گلوت نمونه. اما بعضی وقتا هم اشتب می کنی و عرقه این قدر فاجعه است که بهترین و بیشترین مزه ها هم طعم آشغالشو از تو حلقت پاک نمی کنه. این حرفای ستون پنجم و محارب و ایستادن بر کرده خویش همش کشکه. پیر جماران شما یه اشتب کوچولو کرد. فک می کرد طعم زهرمار اون جام زهری که داده بود پایین با مزه ی زیر آب کردن سر چن تا چپی تنها و مفلوک بی زور و قدرت سال ها تو زندون این نظام مقدس مونده٬ گم می شه تو راه حلقش،‌اما زهی خیال باطل! فقط این وسط یه مکبث دیگه دنیا اومد که هیچ آبی خونای رو دست شو پاک نخواهد کرد.

عباس

جناب قاف: يک مقدار به کله ات فشار بيار شايد يک خاطراتي برات زنده بشه. ولي اگر ما هم نيامده بوديم بيرون که کاش نيامده بوديم فقط جاي شکري به بهانه هاي شکرگزاريمون اضافه ميشد که کاش ميشد. ما را رها کنيد در اين رنج بي حساب. چرا هي موضوع ميپيچوني. موضوع عوض ميکني بنده خدا. چه اجباري داري

عباس

اين بيکار ها هم که با يک داستان خيالي دارند خودشون را خفه ميکنند. برادر اگر استنادي داري رو کن. اينجا و در عرصه وب که ديگه کسي يقه تان را نگرفته.

قانع

چه سندی محکم تر از پدر خودم که نه محارب بود نه ستون پنجم و باز تو اين اعدام های کذا...

ق

حضرت عباس: همچين گفته اي ما از فضاي غيرگلخانه اي شما خيري نديدم که گويي خودت براي حتا مدت کمي از گلخانه خارج شده اي و ديدها ي خيري درش نيست! اين ادعا را تو نمي توني بکني چون بيرون گلخانه را نديده اي اصلا و ابدا. اين "برهوت" رو هم خوب اومدي! نشون مي ده تو گلخانه حتا در مورد فضاي بيرون گلخانه هم خوب کار کرده اند. که بيرون آن را برهوت جا انداخته اند.

ق

باز هم که حاشيه زدي بر عروه. تو يه کامنت بذار در جواب من و درش حاشيه نزن. نمي کني اين کار رو. چون نمي توني. اصولا در بحث فرافکني يکي از راههاي پوشش منطق ضعيف مي باشد. ضمنا تو هم نيامده اي بيرون عزيزم. غصه نخور. شک نکن که نيامده اي. و حالا با خيال راحت شکرگزاري کن. "ما را رها کنيد در اين رنج بي حساب." اي بابا! شاعر شدي که. بي خيال اين جملات مال مقاله ها و نوشته هاي ماهنامه ي سوره و ايناس تو کامنت دوني و در يک چنين بحث فوق لاجيکالي که همچه حرفي نمي زنند. در هر صورت غصه نخور. از گلخانه بيرون نيامده اي. حتا به درش هم نزديک نشده اي. حتا بهت اطمينان مي دم که جلو نزديک شدن ديگران به در رو هم گرفته اي.

عباس

جناب قانع من یک هویت مشخص با هستم اما قانع کی هست؟ اینکه بگویی پدرم چیزی درست نمیشه. امید وارم که اینطور نباشد و برای گفتن یک چیزی گفته باشی چون داغ پدر را میشناسم و داغ پدر برای فرزند ربطی به منش پدر ندارد. جناب قاف: حیف ک حرف تو برام حجت آور نیست وگرنه وظیفه خیلی سخت میشد. ولی به هر حال اگر راست بگویی و درست فهمیده باشی تازه میشه کم من قبیح سترته و کم من ثناء لست اهل له نشرته

قانع

شما که خيلی مسلمون تر از مايی. می دونی که يکی از راه های اثبات اول ماه قمری اينه که خودت با چشم خودت هلالو ببينی. فارغ از فتوا های بعدی مراجع. نه؟