دیدیم همه دارند فحش میدهند گفتیم یک مقدار خلاف آب شنا کنیم.

مدتی است به مدد بیحالی مدیریت محترم عامل (رئیس دورت بگردم) مجبورم به جای ایشان در برخی جلسات اتاق­های مشترک بازرگانی ایران و دیگر کشورها با یک مشت پیرمرد بنشینیم و حرف مفت گوش کنیم. یک نکته جالبی که این ها میگویند -و جزء محدود جاهایی هست که میگویند ریاست جمهور ما اثر مثبت هم داشته- این است که محبوبیت احمدی نژاد در کشورهای اسلامی و جهان سوم که این آقایان با آنها داد و ستد دارند بازار خوبی برای کالاهای ایرانی ایجاد کرده، حتی بین دولتمردانشان!. شرکت­های ما هم که عموما در اندازه ای نیستند که به تنهایی  کسی را نگران نفوذ خود در بازارهای محلی کند. پس فرصت خوبیست.

اما حیف که حالا به زعم آقایان یک فرصتی هم که این بنده خدا در کنار همه نگرانی­ها ایجاد کرده کسی حس بهره برداری از آن را ندارد.

/ 20 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ق

نع! نشد. تو در ملاء عام سعي مي کني زيرکانه از احمدي نژاد حمايت کني. فرق تو با طرفداران علني دولت در همين زيرکانه بودنش است. هر چند الا اقل زيرکي ات در اين پست چندان کارمد نبود که جزو هيچ دسته اي نياندازدت. و صاف انداختت وسط طرفداران آقاي دکتر. ضمن اين که يا يه کلمه ي سرشکمي که نميشه از جواب گريخت. من لا اقل در وبلاگم دو هزارتا پست درباره ي گندکاري ها و پدرسوخته گري هايش نوسته ام خوب يکي شون رو جواب بده ، جواب ها!

دوپا

حاج عباس! منطق و انصاف خوب چيزي است. متاسفم كه نه در اين مطلب (پست) وجود دارد ونه در جوابهايي كه به نظر دهندگان داده اي.

عباس

حضرت دوپا: کجاي مطلب بيمنطق بود تا برايت توضيح دهم؟ دوجمله از دو کامنت رفيقمتن را نگاه کن: ۱-اما در خلوت جلوي من يه جوري حرف مي زني که جزو دسته ي اونا قرار نگيري ۲-تو در ملاء عام سعي مي کني زيرکانه از احمدي نژاد حمايت کني. من که خودم گفتم در جمع مخالفان هيچوقت چهره ضد دولت نگرفتم. در حالي که فحش دادن کار آسانيست. و من از او سوال کردم تو چه اهميتي داري که من سعي کنم جلوي تو جزء طرفداران احمدي نژاد نباشم. چنين ادبياتي هم که اين رفيقمان دارد مال لمپن هاي کينه ايست وگرنه خيلي از اين به اصطلاح گند کاري ها را برايش توضيح دادم؟ پس چطور جلوي او سعي کردم پيشش جزء طرفداران احمدي نژاد قرار نگيرم؟ چون از او خواسته ام مثل يک مهندس صغرا کبري کند به جاي فحاشي شدم بي منطق؟

دوپا

حاج عباس عزيز! اينکه شما خودت را منطقی می دانی دليل اين نمی شود که منطقی هستی.

عباس

مهدی جان عرض کردم نقص منطقم را بگو. اين بيشتر از اين باب هست که ميدانم قلم ضعيفی دارم و احساس ميکنم شايد جايی از مطلب را درست نگفته باشم

ق

لطفا در پاسخ به کامنت ديگران به ما فحش ندهيد. با تشکر- ستاد حمايت از حقوق کامنت گذاران

دوپا

حضرت عباس گرامی! باتوجه به اصرار زيادت اينهم نمونه هايی از بی منطقی: ۱- نوشته ای همه فحش می دهند و می خواهی خلاف آب شنا کني. اما در همين متن کوتاه دوتا فحش داده ای. اولا واحد شمارش پيرمرد، مشت نيست. ثانيا حرف مفت هم فحش است. ۲- نوشته ای که حرف اين افراد حرف مفت بوده پس اين حرفشان که محبوبيت احمدی نژاد در کشورهای اسلامی بالارفته هم بايد حرف مفت باشد. چگونه برپايه ی يک حرف مفت نتيجه گيری کرده ای؟ ۳- کسانی که دولت و احمدی نژاد را نقد ميکنند را فحاش خوانده ای (ودر پست بعدی حسود) اما چگونه به خودت اجازه می دهی به افرادی که در جلسات اتاق بازرگانی شرکت می کنند اينقد راحت توهين کنی؟ (بسه؟ يا بی منطقی در پاسخ به نظردهندگان راهم بنويسم)

ق

"لمپن کينه ای" هم به من گفت تازه. حرفهام رو هم گفت سر شکمي. ديگه چه فحشي داد؟ اهان فکر کنم عقده اي هم بهم گفت يه جا! مي دونيد مشکل ما کجاست؟ در پايه هاي ذهني اختلاف داريم. مثلا در گفتماني که عباس در آن فکر مي کند وقتي "خيلي از اين به اصطلاح گند کاري ها را براي من توضيح داده" قهرا من هم در مورد خيلي از اين گندکاري ها توجيه شده و قانع گشته ام. يادم هست چند سال پيش که آقاي خامنه اي خيلي از اين روزها فعال تر بودند و هر روز سخنراني داشتند يک بار اومده بودند دانشگاه شريف . آن زمان ها بحث روز ب غيرقانوني بودن دادگاه ويژه روحانيت بود. در يکي از سوالات، اين موضوع مطرح شد . خوب به وضوح سوال کننده دنبال دليل مي گشت اما آقاي خامنه اي در يک جمله پاسخ دادند:"دادگاه ويژه روحانيت قانوني است" و رفتند سراغ سوال بعدي. بعد از جلسه که با برو بچ چايي مي خورديم خنده مان گرفت که ايشان تصور کرده اند ما منتظر بوديم تا با اعلام اين قانوني بودن از طرف ايشان قانوني بودن را قبول کنيم و ايشان صرف بيان فرض را همان اثبات آن هم می دانند. حالا کم و بيش عباس هم دچار چنين فکری شده است يعني توضيح داده پس من هم قانع شده ام!

جواد رف

آقا می شه برای کامنت بقیه کامنت بذاریم؟ می خواستم بگم قاف انصافا در زمینه کامنت نوشتن و گیر دادن به عباس به کمال هنری رسیده. سر این آخری با این گلوی بیمار آن قدر خندیدم که نزدیک بود خفه شم!

عباس

کلي کامنت گذار مهدي داريم پس بايد به اسم ديگه صدا کنيم. آقاي قاف : من نه شما را لمپن دانستم نه عقده اي. فقط عرض شد ادبيات اينگونه هست. در مذاکرات خصوصي هم عرض شده هزار بار چون شما هستيد و ميدانيد که چقدر براي ما عزيز هستيد اين گيرها را به تو ميدهم وگرنه اين عرصه پر از آدم هايي است که ادبيات متن هاي تو هم جلوي آنها آخر مودبانه منطقي و روشنفکرانه هست. آخر اين بحث ها من و تو من را از نوشتن بي خيال ميکند چون وقتي به تو که آين قدر آشنايي مفهوم مورد نظر را انتقال نميدهد واي به بقيه. در مورد توضيحات هم نگفتم تو هيچوقت قانع شدي. دليل قانع نشدن را هم تا دوباره سوء برداشتي نشود اينجا نميگويم . خصوصي عرض شده. طبيعي است که حتي اين دليل هم از نظر خودم هست و ميتواند درست نباشد از نظر تو. به هرحال براي رفع شبه از ديگران همينجا اگر توهيني به شما شده معذرت ميخواهم و حداقل خودت ميداني که مورد وثوق ترين دوستان من بوده اي.