انتخابات ارزش این حرف ها را دارد؟

میفرمایند چرا اینقدر قربون صدقه اینها میروی؟ چرا اجازه میدهی جلوی خودت به مقدساتت توهین کنند.

عرض میکنم نمی فهمم چطور میتوانید از یک آدم متنفر شوید. اون هم از دوستانی که تا دیروز .... تون زیر یک آفتاب خشک میشد ساکت. تا دیروز با هم پالوده میخوردید. مگر تو که میر حسینی هستی یا او که طرفدار کروبی هست یا این که احمدی نژادی هست کاندیدای خود را به صلاح مملکت نمی دانید؟

فرض که هر کدام مان دیگری را به لحاظ تحلیلی در اشتباه می بینیم. اشتباه مال آدمی زاد است. مهم اینست که همه تان و همه مان برای ایران دلهره داریم و تلاش میکنیم. چطور میتواند انتخاباتی که هیچکدام مان کاندیدای خودمان را نداریم بر رفاقت و دوستی مان اثر بگذارد.

میگویم احساس خوبی دارم وقتی میبینم بدون ترس آدمهای این جامعه جرات میکنند حتی به مقدسات من هم توهین کنند. هرچند از درون خرد می شوم و درد نا فهمی اینها می کشد مرا.  در این صورت دیگر توهین به رییس جمهور که نگرانی ندارد. مهم آن ترس است که دیگر نیست. 

باید تلاش کرد عدم توهین نه به خاطر ترس بلکه به خاطر فهم و شعور باشد. که چنین چیزی را در بین بسیاری از توهین کنندگان نمی یابی. ملاک ما نباید موجودی حقیر درحد یک هنر پیشه باشد با دهانی که وقتی باز میشود بوی تعفن آن همه جا را میگیرد.

هنوز یادم نرفته دوره هاشمی را که ولایتی ترین تیره دانشگاهی ها که ما بودیم و مثلا به قول دوستانمان باید پشتمان به همه جا گرم می بود به خاطر اعتراض به عملکرد یک رییس دانشگاه به چه چیزهایی تهدید کردند و چه پرونده هایی که برامان درست نکردند.

من از اینکه بدون ترس دانشجویی در بیت رهبری آن اراجیف را گفت احساس افتخار میکنم. من به اینکه مردم جلوی رییس جمهورشان بدون ترس در قصبه ای دور افتاده به راحتی دروغه دروغه سر میدهند احساس افتخار میکنم. و البته از دروغی که از دهان مسئولی در نظام اسلامی در هر سطی خارج شود احساس شرمساری میکنم ولی این دروغ باید اثبات شود. اما آن عدم ترس اثبات شده.  حالا هرچه دوستانمان میخواهند این فیلم را مثلا به خیال خودشان در جهت تخریب  تکثیر کنند.

 من از اینکه نمی توانم از دوستان غیر همفکر خودم متنفر شوم احساس شادمانی بی وصف دارم. اینها دوستان من هستند و فکر میکنند برای ایران دارند تلاش میکنند. حتی وقتی جلوی روی من بیشرمانه به پیر و مراد من توهین می کنند

/ 39 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ازگمی

من زنجان هستم. اینجا احمدی نژادی ها شیشه های ستاد میرز حسین رو میشکنن. خلاصه اینکه معدود طرفداران محمود حسابی از کوره در رفتن. دیروز هم معلم اخلاق کابینه تشریف آورده بودن. اما گوش ها دیگر از بعضی ها دیگر درس نمی شنوند[خرخون][تلفن]

آقای ازگمی این میر شما چه سیدی هست که حتی حاضر نیست مادر خودش رو شهید بدونه

آقای ازگمی به نظر شما فقط میرشما سید هست و امام ومقام معظم رهبری سید نیستند[سوال]

سوده

[قهقهه]اینجا فاجعه اتمی رخ داده!

میم

زودتر نظرت رو اعلام کنی بهتره، ولی مطمئنا رستگاری در روز جمعه اتفاق خواهد افتاد

ازگمی

سيد : اول حضرت روح الله الموسوي الخميني (ره) دوم : سيدنا و حبيب قلوبنا : سيد علي الحسيني الخامنه ئي مقام عظماي ولايت مطلقه فقيه. سوم: عزيز دل ما ، مير حسين موسوي خامنه چهارم:حاج محسن رضائي[خداحافظ]

ازگمی

سبز نشانه و علامت ارادت ما به اهل البيت است. شايد در اين وانفساي مشكلات و نابساماني ها،خطر بزرگ اين است كه ما اصل را فراموش كنيم و اين رنگ سبز ما را مستقيم مي برد به خانه حضرت فاطمه زهرا. به حديث كساء و به خانه حضرت رسول خدا و امير مومنان و راستگويان. سبز باشيد به رنگ بهار به رنگ باغ بهار به رنگ اميد.

عباس

اوووه. یک مدت اینجا نیومدیم چه شیر تو شیریه؟ این ج م مجتبی و رقیه و .... کی هستند. حیف که دیروز با توجه به قطعی شدن وضعیت طرفداران من رسما از هر گونه فعالیت انتخاباتی توبه کردم. وگرنه باید کلی جواب به این همه نظرات عجیب میدادم. حسش نیست. همانکه در اصل پست نوشم کفایت میکند. والعاقبه للمتقین

ج

فکر نکنم من و بشناسی ولی همشهری هستم و هم دانشگاهی :دی

راضیه

آقای عسگری گفتید که خوشحالید که این ترس از بین رفته. فکر نمی کنید امروز هشت روز بعد از انتخابات ترس برگشته باشد؟ کاری ندارم در خیابان چه کسی گلوله شلیک می کرد یا مبارزه با شلوغی ها کار درستی بود یا غلط. درباره ترس می پرسم...