در راه قم ـ تهران هستم . نتوانستم صبر کنم تا به تهران برسم بعد خبر را بگويم به تلافی آن شب که نتوانست تا صبح جلوی خودش را بگيرد .
پس به مدد بانو مکرمه از همين راه دور به همهء دوستان و دشمنان مژده می‌دهم که پروندهء حامد عزيز ما برای هميشه بسته شد .
از پس همهء شادمانی‌ ِ اين فرخنده اتفاق نمی‌توانم دل‌تنگی خودم را هم مخفی کنم . اميدوارم سر کار خانم طباخی بزرگوار سهم ما و بقيهء بچه‌هايی که حامد را از ته دل دوست دارند از حامد صفر نکنند. بيش از يک اميد ، که يک خواهش ملتمسانه است .
نمی‌دانم اين اتفاق برای کدام يک از اين دو فرخنده تر است .
بی شک نعمتی است بی انتها نصيب هر کدام شد . اما باعث نمی‌شود که ما دل‌تنگی نکنيم .

/ 8 نظر / 8 بازدید
مشکوة

ببخشيد ما که نفهميديم چی شد.........چون اولين بار هست که ميام........انشالله هميشه خير کثير نصيبمون بشه..ياعلی

حسین

/D:\

محسن

سلام و ممنون از خبرت همونطوری که بهت گفتم بهش سلام برسون خدانگهدار

afra

سلام!خوب هستنيد؟ وبلاگ قبلی هک شده لطفا به آدرس جديد مراجعه فرماييد

سوده

سلام! سهم شما و دوستان از اقا حامد محفوظ است....

کاوه

سلام عباس جان. آقا اين آدرس وب لاگ ما رو اشتباهی نوشته ای. در ادامه آدرس سايت خودت مياد. درستش کنی ممنون ميشم.

مرجان

سلام و ممنون از خبرت همونطوری که بهت گفتم بهش سلام برسون خدانگهدار